apar

[ایالات متحده]/ˈæpɑːr/
[بریتانیا]/ˈæpɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. رادار آرایه فازی فعال؛ گزارش تحلیل برنامه ریزی مجاز؛ سیستم پروگرام کردن و ضبط خودکار
n. رود اپار (مکان در برزیل)؛ اپار (نام خانوادگی)
شکل‌های واژه
جمعapars

عبارات و ترکیب‌ها

fall apart

شکستن یا پاره شدن

keep apart

جدا نگه داشتن

set apart

جدا کردن

come apart

پاره شدن

torn apart

پاره شده

apart from

به جز

world apart

جایگاهی متفاوت

poles apart

به طور کامل متفاوت

drift apart

از هم دور شدن

live apart

جدا زیستن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید