apostleship

[ایالات متحده]/ˈæpəstəlʃɪp/
[بریتانیا]/ˌæpəˈstəlʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دفتر یا موقعیت یک رسول؛ حالت یا هویت بودن یک رسول.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

understanding of apostleship

درک از مَرسَل‌نُرسی

جملات نمونه

his apostleship was marked by great humility.

رسول بودن او با تواضع فراوان مشخص شده بود.

she felt a strong calling to pursue her apostleship.

او احساس فراخوان قوی برای دنبال کردن رسالت خود کرد.

the apostleship requires dedication and faith.

رسالت نیاز به تعهد و ایمان دارد.

he was ordained to the apostleship after years of service.

پس از سال‌ها خدمت، به عنوان رسول منصوب شد.

her apostleship inspired many young believers.

رسالت او الهام بخش بسیاری از پیروان جوان بود.

the teachings of the apostleship are still relevant today.

آموزه‌های رسالت هنوز هم امروز مرتبط هستند.

he embraced his apostleship with great responsibility.

او رسالت خود را با مسئولیت فراوان پذیرفت.

her journey into apostleship began with a deep prayer.

سفر او به سمت رسالت با یک دعا عمیق آغاز شد.

the apostleship involves spreading the message of hope.

رسالت شامل انتشار پیام امید است.

he often reflected on the challenges of his apostleship.

او اغلب به چالش‌های رسالت خود فکر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید