apostolate

[ایالات متحده]/əˈpɒstəlɪt/
[بریتانیا]/ˌæpəˈstécriːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا مقام یک رسول؛ مأموریت یک رسول؛ سازمان یا جامعه مذهبی که توسط یک رسول تأسیس شده یا ادعای مقام رسولی دارد؛ مقام پاپ، به عنوان رئیس کلیسای کاتولیک روم؛ موقعیت یا تأثیری که از یک علت یا باور خاص حمایت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

apostolate of education

آpostolat آموزش

missionary apostolate

آpostolat مبلغین

apostolate of charity

آpostolat خیریه

religious apostolate

آpostolat مذهبی

apostolate of prayer

آpostolat دعا

universal apostolate

آpostolat فراگیر

lay apostolate

آpostolat غیر روحانیون

جملات نمونه

his apostolate focuses on helping the poor.

خدمت او بر روی کمک به فقرا متمرکز است.

the church supports various forms of apostolate.

کلیسای جامع از اشکال مختلف خدمتگزاری حمایت می‌کند.

she felt called to a life of apostolate.

او احساس می‌کرد که برای یک زندگی خدمتگزاری فراخوانده شده است.

the apostolate of education is crucial in our community.

خدمتگزاری در زمینه آموزش در جامعه ما بسیار مهم است.

they engage in apostolate activities every weekend.

آنها هر آخر هفته در فعالیت‌های خدمتگزاری شرکت می‌کنند.

his apostolate includes missionary work abroad.

خدمت او شامل کار تبلیغاتی در خارج از کشور است.

many people volunteer for the apostolate of social justice.

بسیاری از مردم به طور داوطلبانه برای خدمتگزاری عدالت اجتماعی داوطلب می‌شوند.

her apostolate emphasizes the importance of compassion.

خدمت او بر اهمیت همدلی تأکید دارد.

the apostolate of the church is to spread the gospel.

هدف خدمتگزاری کلیسا انتشار انجیل است.

they organized an apostolate retreat for spiritual growth.

آنها یک دوره بازگشت خدمتگزاری برای رشد معنوی سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید