appeasable

[ایالات متحده]/əˈpiːzəbl/
[بریتانیا]/əˈpiːzəbəl/

ترجمه

adj. قابل آرامش یا راضی شدن؛ به آسانی تسکین یافتنی.

عبارات و ترکیب‌ها

appeasable nature

طبع رام

an appeasable demand

یک خواست رام

an appeasable grievance

یک نارضایتی رام

appeasable to reason

قابل رام کردن با استدلال

جملات نمونه

the child was easily appeasable with a small toy.

کودک به راحتی با یک اسباب‌بازی کوچک راضی می‌شد.

her mood was appeasable with a kind word.

حالت او با یک کلمه محبت‌آمیز قابل راضی کردن بود.

the manager found the client's concerns to be appeasable.

مدیر متوجه شد که نگرانی‌های مشتری قابل راضی کردن هستند.

he was appeasable with a simple apology.

او با یک عذرخواهی ساده راضی می‌شد.

the dog was easily appeasable with treats.

سگ به راحتی با تشویقات راضی می‌شد.

her anger was appeasable with a sincere gesture.

خشم او با یک حرکت صادقانه قابل راضی کردن بود.

the team was appeasable after receiving positive feedback.

تیم پس از دریافت بازخورد مثبت راضی شد.

his frustration was appeasable with a little patience.

ناامیدی او با کمی صبر قابل راضی کردن بود.

the situation was appeasable with a compromise.

وضعیت با سازش قابل راضی کردن بود.

the teacher found the student's fears to be appeasable.

معلم متوجه شد که ترس‌های دانش‌آموز قابل راضی کردن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید