placable

[ایالات متحده]/ˈpleɪkəbl/
[بریتانیا]/ˈpleɪkəbl/

ترجمه

adj. به راحتی آرامش یافتنی یا تسکین یافتنی؛ بخشنده؛ ملایم؛ آرام؛ نرم؛ صلح‌آمیز؛ آرامش‌بخش

عبارات و ترکیب‌ها

placable friend

دوست مهربان

placable nature

طبع آرام

placable attitude

نگاه آرام

placable response

پاسخ آرام

placable spirit

روح آرام

placable heart

قلب آرام

placable demeanor

رفتار آرام

placable disposition

نزعت آرام

placable personality

شخصیت آرام

placable character

خلق و خو آرام

جملات نمونه

the placable nature of the negotiator helped resolve the conflict quickly.

طبیعت رام negotiator به حل سریع مناقشه کمک کرد.

she had a placable demeanor, making her easy to talk to.

او رفتاری رام داشت که باعث می‌شد با او صحبت کردن آسان باشد.

his placable attitude towards criticism made him a great team player.

حالت آرام و بردباری او نسبت به انتقادات او را به یک بازیکن تیمی عالی تبدیل کرد.

despite the heated argument, he remained placable and composed.

با وجود بحث داغ، او آرام و متین باقی ماند.

the placable child quickly forgave his friend after the fight.

کودک رام به سرعت پس از دعوا دوست خود را بخشید.

her placable spirit made her a beloved leader.

روحیه رام او باعث شد که او یک رهبر محبوب باشد.

in negotiations, a placable attitude can lead to better outcomes.

در مذاکرات، داشتن نگرشی آرام می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

he was known for his placable disposition, even in tough situations.

او به خاطر خلق و خوی آرامش شناخته می‌شد، حتی در شرایط سخت.

the placable response from the audience encouraged the speaker.

پاسخ آرام از سوی مخاطبان، سخنران را تشویق کرد.

her placable personality made her a perfect mediator.

شخصیت رام او باعث شد که او یک میانجی عالی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید