appellative

[ایالات متحده]/əˈpɛl.ə.tɪv/
[بریتانیا]/əˈpɛl.ə.tɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام یا عنوانی که به یک شخص یا چیز داده می‌شود; یک نام عمومی.
adj. مربوط به یا ویژگی نام‌ها یا عناوین; عمومی یا رایج در استفاده.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

appellative term

عنوان خطاب

common appellative

عنوان خطاب رایج

appellative title

عنوان خطاب

proper appellative

عنوان خطاب مناسب

historical appellative

عنوان خطاب تاریخی

appellative noun

اسم خطاب

specific appellative

عنوان خطاب خاص

geographical appellative

عنوان خطاب جغرافیایی

collective appellative

عنوان خطاب جمعی

جملات نمونه

the appellative used in this context is quite formal.

در این متن، نام خطاب استفاده شده بسیار رسمی است.

she prefers to be addressed by her appellative title.

او ترجیح می‌دهد با نام خطاب عنوان‌دارش مورد خطاب قرار گیرد.

the appellative form of the name can vary by culture.

فرم نام خطاب می‌تواند بر اساس فرهنگ متفاوت باشد.

using an appropriate appellative shows respect.

استفاده از یک نام خطاب مناسب نشان‌دهنده احترام است.

he chose an appellative that reflects his profession.

او نام خطاب‌‌ای را انتخاب کرد که منعکس‌کننده شغلش باشد.

the appellative for a teacher can differ in various regions.

نام خطاب برای یک معلم می‌تواند در مناطق مختلف متفاوت باشد.

in formal writing, the correct appellative is crucial.

در نگارش رسمی، نام خطاب صحیح بسیار مهم است.

she was known by her appellative in the community.

او در جامعه با نام خطابش شناخته می‌شد.

the appellative used in the ceremony was traditional.

نام خطاب مورد استفاده در مراسم سنتی بود.

understanding the significance of an appellative can enhance communication.

درک اهمیت یک نام خطاب می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید