appendicular

[ایالات متحده]/əˈpɛndɪkjʊlər/
[بریتانیا]/əˈpɛnˌdɪk.jəl.ər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل ضمائم، به ویژه اندام‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

appendicular skeleton

اسکلت اندام‌ها

appendicular muscles

عضلات اندام‌ها

appendicular system

سیستم اندام‌ها

appendicular injuries

آسیب‌های اندامی

appendicular nerves

اعصاب اندامی

appendicular circulation

گردش اندامی

جملات نمونه

the appendicular skeleton includes the limbs and pelvic girdle.

اسکلت اضافه‌گرا شامل اندام‌ها و کمربند لگنی است.

in humans, the appendicular system is crucial for movement.

در انسان‌ها، سیستم اضافه‌گرا برای حرکت بسیار مهم است.

the doctor examined the appendicular region for any injuries.

پزشک منطقه اضافه‌گرا را برای بررسی هرگونه آسیب بررسی کرد.

understanding the appendicular structure helps in anatomy studies.

درک ساختار اضافه‌گرا به مطالعه آناتومی کمک می‌کند.

the appendicular muscles play a vital role in locomotion.

عضلات اضافه‌گرا نقش حیاتی در حرکت ایفا می‌کنند.

appendicular movements are essential for daily activities.

حرکات اضافه‌گرا برای فعالیت‌های روزمره ضروری هستند.

he suffered an injury to his appendicular region during the game.

او در طول بازی دچار آسیب‌دیدگی در ناحیه اضافه‌گرا شد.

the appendicular anatomy varies significantly among different species.

آناتومی اضافه‌گرا در گونه‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است.

she studied the appendicular features of vertebrates in her research.

او ویژگی‌های اضافه‌گرا در مهره‌داران را در تحقیقات خود مطالعه کرد.

appendicular development is a key focus in evolutionary biology.

توسعه اضافه‌گرا یک تمرکز کلیدی در زیست‌شناسی تکاملی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید