apperceiving

[ایالات متحده]/əˈpɜːsɪvɪŋ/
[بریتانیا]/əˈpɝːsiːvɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را درک کردن یا از آن آگاه شدن; چیزی را شناسایی کردن یا فهمیدن

عبارات و ترکیب‌ها

apperceiving the nuances

درک ظرافت‌ها

جملات نمونه

apperceiving the beauty in nature can enhance your well-being.

دیدن زیبایی در طبیعت می‌تواند باعث افزایش رفاه شما شود.

she was apperceiving the subtle changes in his behavior.

او تغییرات ظریف در رفتار او را درک می‌کرد.

apperceiving different perspectives can lead to better understanding.

درک دیدگاه‌های مختلف می‌تواند منجر به درک بهتر شود.

he found himself apperceiving the nuances of the conversation.

او متوجه ظرافت‌های مکالمه شد.

apperceiving the emotions of others is a key social skill.

درک احساسات دیگران یک مهارت اجتماعی کلیدی است.

she was apperceiving the underlying issues in the discussion.

او مسائل اساسی در بحث را درک می‌کرد.

apperceiving the rhythm of the music can improve your dancing.

درک ریتم موسیقی می‌تواند رقص شما را بهبود بخشد.

he was apperceiving the significance of the moment.

او اهمیت لحظه را درک می‌کرد.

apperceiving the cultural context is essential for effective communication.

درک زمینه فرهنگی برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

she enjoys apperceiving the details in her artwork.

او از درک جزئیات در آثار هنری خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید