apprehensiveness

[ایالات متحده]/əˈprɛnʃənɪvnəs/
[بریتانیا]/ˌæprɛˈhɛnsɪvnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسی از نگرانی یا ترس درباره چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد.

عبارات و ترکیب‌ها

feeling of apprehensiveness

احساس اضطراب

overcome apprehensiveness

غلبه بر اضطراب

suppress apprehensiveness

سرکوب اضطراب

grave apprehensiveness

اضطراب شدید

mutual apprehensiveness

اضطراب متقابل

cause apprehensiveness

ایجاد اضطراب

acknowledge apprehensiveness

اعتراف به اضطراب

جملات نمونه

her apprehensiveness about the upcoming exam was palpable.

نگرانی او در مورد امتحان پیش رو قابل لمس بود.

he tried to mask his apprehensiveness before the presentation.

او سعی کرد تا قبل از ارائه، نگرانی خود را پنهان کند.

apprehensiveness can often lead to overthinking.

نگرانی اغلب می تواند منجر به بیش فکر کردن شود.

the child's apprehensiveness about the dark was understandable.

نگرانی کودک در مورد تاریکی قابل درک بود.

she felt a sense of apprehensiveness as she entered the unfamiliar room.

او با ورود به اتاق ناآشنا، احساس نگرانی کرد.

his apprehensiveness about the new job was evident.

نگرانی او در مورد شغل جدید آشکار بود.

to overcome apprehensiveness, practice is essential.

برای غلبه بر نگرانی، تمرین ضروری است.

her apprehensiveness faded as she gained more experience.

با کسب تجربه بیشتر، نگرانی او کاهش یافت.

apprehensiveness can hinder performance in stressful situations.

نگرانی می تواند عملکرد را در شرایط استرس زا مختل کند.

he spoke about his apprehensiveness regarding the future.

او در مورد نگرانی خود در مورد آینده صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید