aquaplanes

[ایالات متحده]/ˌæk.wəˈpleɪnz/
[بریتانیا]/ˌækwəˈpleɪnz/

ترجمه

n. نوعی تخته موج‌سواری که برای سر خوردن بر روی سطح آب طراحی شده است و توسط حرکت شخص یا نیروی موتور به جلو رانده می‌شود.
v. بر روی یک آکواپلین سوار شدن.

جملات نمونه

aquaplanes can occur when driving on wet roads.

آب‌گرفتگی می‌تواند در هنگام رانندگی در جاده‌های خیس رخ دهد.

it's important to slow down to avoid aquaplanes.

برای جلوگیری از آب‌گرفتگی، کاهش سرعت مهم است.

many drivers are unaware of the risks of aquaplanes.

بسیاری از رانندگان از خطرات آب‌گرفتگی آگاه نیستند.

aquaplanes can lead to dangerous accidents.

آب‌گرفتگی می‌تواند منجر به تصادفات خطرناک شود.

proper tire maintenance can help prevent aquaplanes.

نگهداری مناسب از لاستیک‌ها می‌تواند به جلوگیری از آب‌گرفتگی کمک کند.

during heavy rain, aquaplanes are more likely to happen.

در هنگام باران شدید، احتمال وقوع آب‌گرفتگی بیشتر است.

drivers should be trained to recognize aquaplanes.

رانندگان باید آموزش ببینند تا بتوانند آب‌گرفتگی را تشخیص دهند.

aquaplanes can make steering difficult.

آب‌گرفتگی می‌تواند کنترل خودرو را دشوار کند.

reducing speed is crucial to avoid aquaplanes.

کاهش سرعت برای جلوگیری از آب‌گرفتگی بسیار مهم است.

understanding how aquaplanes work can improve safety.

درک نحوه عملکرد آب‌گرفتگی می‌تواند ایمنی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید