aquisition

[ایالات متحده]//ˌækwɪˈzɪʃn//
[بریتانیا]//ˌækwɪˈzɪʃn//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خریدن چیزی؛ چیزی که خریداری یا به دست می‌آورید؛ عمل خرید یک شرکت
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the company announced a major business acquisition last week.

شرکت یک هفته پیش یک خرید بزرگ کسب و کار را اعلام کرد.

the acquisition deal was worth over $10 billion.

معامله خرید بیش از 10 میلیارد دلار ارزش داشت.

they spent years developing an effective acquisition strategy.

آنها سال‌ها برای توسعه استراتژی خرید مؤثر گذراندند.

data acquisition is crucial for artificial intelligence development.

جمع‌آوری داده‌ها برای توسعه هوش مصنوعی حیاتی است.

language acquisition occurs naturally in early childhood.

آموزش زبان در کودکی به طور طبیعی رخ می‌دهد.

the acquisition process can take several months to complete.

فرآیند خرید ممکن است چند ماه طول بکشد تا به پایان برسد.

their acquisition target was a small tech startup.

هدف خرید آنها یک شرکت فناوری کوچک بود.

the acquisition cost exceeded the initial budget.

هزینه خرید بودجه اولیه را تجاوز کرد.

knowledge acquisition requires continuous learning and practice.

جمع‌آوری دانش نیاز به یادگیری و تمرین مداوم دارد.

the merger and acquisition created a powerful new competitor.

پیوستن و خرید یک رقبه قدرتمند جدید ایجاد کرد.

the acquisition team worked around the clock to close the deal.

تیم خرید 24 ساعته کار کرد تا معامله را ببندد.

asset acquisition helped them expand their portfolio significantly.

خرید دارایی‌ها به آنها کمک کرد تا پرتفولیو خود به طور قابل توجهی گسترش یابد.

a hostile acquisition attempt was thwarted by the board.

تلاشی خرید دوستانه توسط هیئت مدیره مهار شد.

we need to review the acquisition plan before making any decisions.

قبل از اتخاذ هر تصمیمی، نیاز داریم تا برنامه خرید را بررسی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید