archdiocese

[ایالات متحده]/ɑːtʃ'daɪəsɪs/
[بریتانیا]/ɑrtʃˈdaɪəsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه تحت صلاحیت یک آرچ‌بی‌شاپ.

جملات نمونه

The archdiocese appointed a new bishop.

شاهزاده‌نشین یک اسقف جدید را منصوب کرد.

The archdiocese celebrated its anniversary with a special mass.

شاهزاده‌نشین سالگرد خود را با یک مراسم خاص جشن گرفت.

The archdiocese is known for its beautiful cathedral.

شاهزاده‌نشین به خاطر کلیسای جامع زیبایش شناخته شده است.

The archdiocese covers a large area of the country.

شاهزاده‌نشین مساحتی وسیع از کشور را پوشش می‌دهد.

He was ordained as a priest in the archdiocese.

او به عنوان کشیش در شاهزاده‌نشین کشیش شد.

The archdiocese oversees several parishes in the region.

شاهزاده‌نشین چندین پارکی در منطقه را نظارت می‌کند.

The archdiocese plays a key role in the local community.

شاهزاده‌نشین نقش مهمی در جامعه محلی ایفا می‌کند.

The archdiocese organizes charity events throughout the year.

شاهزاده‌نشین رویدادهای خیریه را در طول سال سازماندهی می‌کند.

The archdiocese holds regular meetings with clergy members.

شاهزاده‌نشین جلسات منظم با اعضای روحانی برگزار می‌کند.

The archdiocese has a long history dating back centuries.

شاهزاده‌نشین تاریخ طولانی دارد که به قرن‌ها بازمی‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید