arengas

[ایالات متحده]/əˈrɛŋəz/
[بریتانیا]/əˈrɛŋəz/

ترجمه

n. فرم پلورال از arenga؛ یک جنس از درختان کاجی آسیایی (خانواده Arecaceae) که با گردن‌های پوک و برگ‌های پرندگان‌مانند مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

constant arengas

آرِنگاس ثابت

political arengas

آرِنگاس سیاسی

heated arengas

آرِنگاس گرم

public arengas

آرِنگاس عمومی

arengas about

آرِنگاس درباره

fierce arengas

آرِنگاس شدید

daily arengas

آرِنگاس روزانه

empty arengas

آرِنگاس خالی

جملات نمونه

the politician delivered a fiery harangue about economic reform during the town hall meeting.

سیاستمدار در جلسه اجتماع عمومی یک تند و شدید سخنرانی درباره اصلاحات اقتصادی ارائه کرد.

we had to endure his endless morning harangues about proper behavior.

ما مجبور بودیم تا سخنرانی‌های بی‌پایان او درباره رفتار مناسب در صبح‌ها را تحمل کنیم.

the union leader's passionate harangue inspired workers to demand better wages.

سخنرانی شدید رهبر کارگر کارگران را تشویق کرد تا تقاضای حقوق بهتری داشته باشند.

her constant moral harangues about our lifestyle choices became increasingly tiresome.

سخنرانی‌های اخلاقی مداوم او درباره انتخاب‌های سبک زندگی ما به طور چشمگیری خسته‌کننده شد.

the coach delivered a motivating harangue before the championship game.

مربی قبل از بازی فینال یک سخنرانی تشویق‌آمیز ارائه کرد.

citizens grew weary of the mayor's repetitive political harangues about crime.

شهروندان از سخنرانی‌های سیاسی تکراری شهردار درباره جرم خسته شدند.

he launched into a scathing harangue against corporate greed during the conference.

او در حین کنفرانس به یک سخنرانی تند و شدید علیه گران‌فروشی شرکت‌ها روی آورد.

the professor's ideological harangues often polarized his students.

سخنرانی‌های ایدئولوژیک پروفسور اغلب دانشجویان او را به دو گروه تقسیم می‌کرد.

we listened patiently to the lengthy harangue about new company regulations.

ما با صبر به سخنرانی طولانی درباره قوانین جدید شرکت گوش دادیم.

the activist's powerful harangue moved the crowd to protest the injustice.

سخنرانی قدرتمند فعال اجتماعی جمع خیابان را به احتجاج علیه نا fairly کرد.

his boring harangues about history put half the audience to sleep.

سخنرانی‌های خسته‌کننده او درباره تاریخ نصف جمعیت را به خواب فرستاد.

the dictator's propaganda was delivered through daily radio harangues.

پرپرتوی رهبر دiktator از طریق سخنرانی‌های رادیویی روزانه ارسال شد.

she responded to the allegations with a defiant harangue.

او به اتهامات با یک سخنرانی چالش‌گر پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید