arrearage

[ایالات متحده]/ˈærɪrɪdʒ/
[بریتانیا]/əˈriːridʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبلغی از پول که بدهکار است یا بدهی که سررسید آن گذشته است.; وضعیتی از عقب افتادن یا تأخیر.

عبارات و ترکیب‌ها

arrearage payment

پرداخت بدهی معوقه

rent arrearage

معوقه اجاره

tax arrearage

معوقه مالیات

arrearage of bills

معوقه قبوض

clear arrearages

پرداخت بدهی‌های معوقه

arrearage notice

اطلاع‌رسانی معوقه

arrearages outstanding

بدهی‌های معوقه پرداخت نشده

accumulated arrearage

معوقه انباشته

arrearage settlement

تسویه معوقه

avoid arrearages

اجتناب از معوقه‌ها

جملات نمونه

he is in arrearage with his rent payments.

او در پرداخت اجاره عقب مانده است.

the company is facing an arrearage of unpaid taxes.

شرکت با عقب ماندگی مالیات پرداخت نشده روبرو است.

she finally cleared her arrearage on the utility bills.

او بالاخره بدهی خود را در قبوض خدمات پرداخت کرد.

the arrearage on his student loans is causing him stress.

عقب ماندگی در وام دانشجویی او باعث استرس شده است.

the landlord threatened to evict tenants with arrearage.

مالک تهدید کرد که مستاجران با عقب ماندگی را بیرون کند.

they are working to reduce the arrearage on their mortgage.

آنها در تلاشند تا عقب ماندگی در وام مسکن خود را کاهش دهند.

his arrearage in credit card payments is affecting his credit score.

عقب ماندگی او در پرداخت کارت اعتباری بر نمره اعتباری او تأثیر می گذارد.

she received a notice about her arrearage in property taxes.

او اخطاری در مورد عقب ماندگی او در مالیات بر دارایی دریافت کرد.

the organization is trying to help families resolve their arrearage issues.

سازمان در تلاش است تا به خانواده ها در حل مشکلات عقب ماندگی خود کمک کند.

paying off the arrearage is her top priority this month.

پرداخت بدهی اولویت اصلی او این ماه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید