arterialized

[ایالات متحده]/ˈɑːrtɪəˌlaɪzd/
[بریتانیا]/ˌɑːr.tɪr.aɪ.laɪzd/

ترجمه

v. شبیه خون شریانی کردن یا شدن؛ تبدیل کردن به خون شریانی.

عبارات و ترکیب‌ها

arterialized blood vessels

رگ‌های خونی شریانی‌شده

arterialized tissue

بافت شریانی‌شده

arterialized network

شبکه شریانی‌شده

arterialized graft

پیوند شریانی‌شده

arterialized bypass surgery

جراحی بای‌پس شریانی‌شده

arterialized limb

اندام شریانی‌شده

arterialized delivery system

سیستم تحویل شریانی‌شده

جملات نمونه

the blood was arterialized before reaching the lungs.

خون قبل از رسیدن به ریه‌ها، شریانی شده بود.

arterialized blood samples are crucial for accurate testing.

نمونه‌های خون شریانی شده برای انجام آزمایش‌های دقیق بسیار مهم هستند.

doctors arterialized the blood to improve oxygen levels.

پزشکان خون را برای بهبود سطح اکسیژن، شریانی کردند.

the arterialized state of the blood indicates good circulation.

وضعیت شریانی خون نشان‌دهنده گردش خون خوب است.

during surgery, the team ensured the blood was arterialized.

در طول جراحی، تیم اطمینان حاصل کرد که خون شریانی شده است.

arterialized blood flow is essential for organ function.

جریان خون شریانی برای عملکرد اندام‌ها ضروری است.

they monitored the arterialized blood pressure closely.

آنها فشار خون شریانی را به دقت زیر نظر داشتند.

arterialized blood can be used to assess respiratory function.

می‌توان از خون شریانی برای ارزیابی عملکرد تنفسی استفاده کرد.

the lab specializes in analyzing arterialized samples.

آزمایشگاه در تجزیه و تحلیل نمونه‌های شریانی تخصص دارد.

understanding arterialized blood flow is important for cardiology.

درک جریان خون شریانی برای قلب و عروق مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید