arteriole

[ایالات متحده]/ˈɑːr.tɪə.ri.oʊl/
[بریتانیا]/ˌɑːr.tərˈi.oʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شاخه کوچک از شریان که به مویرگ‌ها منتهی می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

arteriole dilation

گشاد شدن شریانک

arteriole constriction

تنگ شدن شریانک

arteriole diameter

قطر شریانک

damage to arterioles

آسیب به شریانک‌ها

arteriole pressure

فشار شریانک

branching arterioles

شریانک‌های شاخه‌دار

regulation of arterioles

تنظیم شریانک‌ها

جملات نمونه

the arteriole regulates blood flow to the capillaries.

وریدچه جریان خون را به عروق مویرگی تنظیم می‌کند.

increased resistance in the arteriole can lead to hypertension.

افزایش مقاومت در وریدچه می‌تواند منجر به فشار خون بالا شود.

each arteriole branches off from a larger artery.

هر وریدچه از یک شریان بزرگتر جدا می‌شود.

arterioles play a crucial role in regulating blood pressure.

وریدچه‌ها نقش مهمی در تنظیم فشار خون ایفا می‌کنند.

the smooth muscle in the arteriole walls can constrict or dilate.

ماهیت عضلانی در دیواره‌های وریدچه می‌تواند منقبض یا منبسط شود.

arterioles are vital for nutrient delivery to tissues.

وریدچه‌ها برای رساندن مواد مغذی به بافت‌ها حیاتی هستند.

diseases can affect the function of arterioles.

بیماری‌ها می‌توانند بر عملکرد وریدچه‌ها تأثیر بگذارند.

arterioles are smaller than arteries but larger than capillaries.

وریدچه‌ها کوچکتر از شریان‌ها اما بزرگتر از مویرگ‌ها هستند.

blood flow through the arteriole is influenced by various factors.

جریان خون از طریق وریدچه تحت تأثیر عوامل مختلف قرار دارد.

monitoring the health of arterioles is important for cardiovascular health.

نظارت بر سلامت وریدچه‌ها برای سلامت قلب و عروق مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید