ascendence

[ایالات متحده]/æsˈkɛndəns/
[بریتانیا]/æˈskɛndəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند به قدرت رسیدن یا یک موقعیت مهم؛ حالت برتر بودن.
Word Forms

جملات نمونه

her ascendence in the company was remarkable.

ظهور او در شرکت قابل توجه بود.

his ascendence to power changed the political landscape.

ظهور او در قدرت، چشم‌انداز سیاسی را تغییر داد.

the ascendence of technology has transformed our lives.

ظهور فناوری زندگی ما را متحول کرده است.

they celebrated her ascendence in the art world.

آنها ظهور او را در دنیای هنر جشن گرفتند.

the ascendence of social media has reshaped communication.

ظهور رسانه‌های اجتماعی ارتباطات را دوباره شکل داده است.

his ascendence in the music industry was swift.

ظهور او در صنعت موسیقی سریع بود.

the ascendence of renewable energy sources is essential for the future.

ظهور منابع انرژی تجدیدپذیر برای آینده ضروری است.

her ascendence as a leader inspired many.

ظهور او به عنوان یک رهبر الهام بخش بسیاری بود.

the ascendence of artificial intelligence is inevitable.

ظهور هوش مصنوعی اجتناب‌ناپذیر است.

his ascendence in academic circles was well-deserved.

ظهور او در محافل علمی شایسته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید