ashiness

[ایالات متحده]/ˈæʃinəs/
[بریتانیا]/ˈæʃinəs/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیتی که به خاکسترگونگی مربوط است؛ ظاهری خشک و خاکستری (به ویژه در پوست)؛ خاکستر؛ خاکسترها؛ باقیمانده خاکستر

عبارات و ترکیب‌ها

skin ashiness

خشکی پوست

visible ashiness

خشکی قابل مشاهده

severe ashiness

خشکی شدید

reduce ashiness

کاهش خشکی

treat ashiness

درمان خشکی

prevent ashiness

جلوگیری از خشکی

ashiness relief

تسکین خشکی

fight ashiness

مقابله با خشکی

جملات نمونه

after the long flight, she noticed ashiness on her cheeks and applied a gentle moisturizer.

پس از پرواز طولانی، متوجه خشکی روی گونه‌هایش شد و یک مرطوب‌کننده ملایم استفاده کرد.

cold weather can cause ashiness on exposed skin, so he keeps lotion in his coat pocket.

هوا سرد می‌تواند باعث خشکی پوست در قسمت‌های در معرض هوا شود، بنابراین او لوسیون را در جیب کت خود نگه می‌دارد.

the dermatologist explained that persistent ashiness often means the skin barrier needs repair.

پوست‌شناس توضیح داد که خشکی مداوم اغلب به این معنی است که سد پوستی نیاز به ترمیم دارد.

she reduced the ashiness on her legs by using a body butter right after showering.

او با استفاده از یک نرم‌کننده بدن بلافاصله بعد از حمام کردن، خشکی روی پاهایش را کاهش داد.

he switched to a fragrance-free cream to soothe the ashiness around his elbows.

او برای تسکین خشکی اطراف آرنج‌هایش به یک کرم بدون عطر تغییر داد.

wearing sunscreen daily helped with dryness, but the ashiness returned when he skipped moisturizer.

استفاده روزانه از ضد آفتاب به رفع خشکی کمک کرد، اما با از دست دادن مرطوب‌کننده، خشکی دوباره بازگشت.

the makeup artist used a hydrating primer to prevent ashiness under the foundation.

آرایشگر از یک پرایمر آبرسان برای جلوگیری از خشکی زیر کرم استفاده کرد.

her hands showed ashiness after washing dishes, so she started using a richer hand cream.

بعد از شستن ظرف‌ها، دست‌هایش دچار خشکی شد، بنابراین او شروع به استفاده از یک کرم دست غنی‌تر کرد.

to fight winter ashiness, he takes shorter showers and avoids harsh soaps.

برای مقابله با خشکی زمستانی، او دوش‌های کوتاه‌تری می‌گیرد و از صابون‌های قوی خودداری می‌کند.

the nurse recommended a humidifier because the dry air was worsening her ashiness.

پرستار توصیه کرد که از یک دستگاه بخور استفاده کند زیرا هوای خشک باعث تشدید خشکی او شده بود.

even with good lighting, the camera picked up ashiness on his forehead before the photo shoot.

حتی با نورپردازی خوب، دوربین خشکی را روی پیشانی او قبل از عکاسی ضبط کرد.

regular exfoliation, done gently, can reduce the dull ashiness that builds up over time.

لایه برداری منظم، در صورت انجام ملایم، می‌تواند خشکی کسل کننده که در طول زمان جمع می‌شود را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید