ashram

[ایالات متحده]/ˈæʃrɑːm/
[بریتانیا]/ˈæʃˌræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که عارفان هندو در آن زندگی می‌کنند و به تمرین انضباط معنوی می‌پردازند.; مکانی برای تجمع یا مرکز اجتماعی، به‌ویژه برای اهداف معنوی یا فکری.; یک ترتیب زندگی مشترک، که اغلب با فرهنگ ضدفرهنگی هیپی‌های دهه 1960 مرتبط است.
Word Forms
جمعashrams

عبارات و ترکیب‌ها

visit an ashram

بازدید از یک آشرام

جملات نمونه

she spent a month in an ashram to meditate and find inner peace.

او یک ماه را در یک آشرام گذراند تا مدیتیشن کند و آرامش درونی پیدا کند.

the ashram offers yoga classes for beginners and experienced practitioners.

آشرام کلاس‌های یوگا را برای مبتدیان و افراد با تجربه ارائه می‌دهد.

living in an ashram can be a transformative experience.

زندگی در یک آشرام می‌تواند یک تجربه متحول کننده باشد.

many people visit the ashram to escape the hustle and bustle of city life.

بسیاری از افراد از آشرام بازدید می‌کنند تا از شلوغی و ازدحام زندگی شهری فرار کنند.

the ashram promotes a lifestyle of simplicity and mindfulness.

آشرام سبک زندگی ساده و آگاهی را ترویج می‌کند.

he found a sense of community at the ashram that he had been missing.

او در آشرام حسی از اجتماع را پیدا کرد که به آن نیاز داشت.

the teachings at the ashram focus on self-awareness and compassion.

آموزش‌های ارائه شده در آشرام بر خودآگاهی و شفقت تمرکز دارند.

she plans to volunteer at the ashram during her summer break.

او قصد دارد در طول تعطیلات تابستانی خود در آشرام داوطلب شود.

attending workshops at the ashram can enhance your spiritual journey.

شرکت در کارگاه‌های آموزشی در آشرام می‌تواند سفر معنوی شما را ارتقا دهد.

the ashram provides a serene environment for reflection and growth.

آشرام یک محیط آرام برای تفکر و رشد فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید