What an asinine thing to say!
چه حرف احمقانه ای!
Lydia ignored his asinine remark.
لیدیا نظر احمقانه او را نادیده گرفت.
His asinine behavior at the meeting was embarrassing.
رفتار احمقانه او در جلسه شرم آور بود.
Ignoring safety protocols is utterly asinine.
نادیده گرفتن پروتکل های ایمنی کاملاً احمقانه است.
The decision to cut down the old tree was deemed asinine by the community.
تصمیم قطع درخت قدیمی توسط جامعه احمقانه تلقی شد.
Her asinine comments only served to irritate her colleagues.
نظرات احمقانه او فقط باعث تحریک همکارانش شد.
It's asinine to drive without a seatbelt.
رانندگی بدون کمربند ایمنی احمقانه است.
The asinine mistake cost the company thousands of dollars.
اشتباه احمقانه باعث ضرر هزاران دلاری برای شرکت شد.
He made an asinine joke that nobody found funny.
او یک شوخی احمقانه کرد که هیچ کس آن را خنده دار نیافت.
Asinine arguments will not help you win the debate.
استدلال های احمقانه به شما در برنده شدن در بحث کمک نخواهد کرد.
His asinine attitude towards learning is hindering his progress.
حرف و عمل احمقانه او نسبت به یادگیری باعث تضعیف پیشرفت او شده است.
The asinine decision to cancel the project was met with criticism.
تصمیم احمقانه برای لغو پروژه با انتقاد روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید