assarts

[ایالات متحده]/ˈæsɑːrt/
[بریتانیا]/əˈsɑːrt/

ترجمه

n. زمینی که برای کشت با برداشتن درختان و پوشش گیاهی پاک شده است.
v. پاک کردن زمین برای کشت با برداشتن درختان و پوشش گیاهی.

عبارات و ترکیب‌ها

assart the land

گودال زدن زمین

assarting privileges

به دست آوردن امتیازات

جملات نمونه

farmers often assart land to expand their fields.

کشاورزان اغلب زمین را برای گسترش مزارع خود باز می‌کنند.

the practice of assarting has been common for centuries.

این عمل باز کردن زمین برای قرن‌ها رایج بوده است.

assarting can lead to deforestation if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، باز کردن زمین می‌تواند منجر به جنگل زدایی شود.

in some regions, assarting is regulated by law.

در برخی مناطق، باز کردن زمین توسط قانون تنظیم می‌شود.

he plans to assart a portion of the forest for agriculture.

او قصد دارد بخشی از جنگل را برای کشاورزی باز کند.

assarting was a way to create new farmland in the past.

باز کردن زمین راهی برای ایجاد زمین‌های کشاورزی جدید در گذشته بود.

many ancient cultures practiced assarting to feed their people.

فرهنگ‌های باستانی زیادی برای سیراب کردن مردم خود به باز کردن زمین روی آوردند.

assarting techniques vary from region to region.

تکنیک‌های باز کردن زمین از منطقه به منطقه متفاوت است.

she learned about assarting during her agricultural studies.

او در طول تحصیلات کشاورزی خود در مورد باز کردن زمین یاد گرفت.

assarting can improve soil quality when done correctly.

اگر به درستی انجام شود، باز کردن زمین می‌تواند کیفیت خاک را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید