assassinator

[ایالات متحده]/ˌæsəˈsɪneɪtər/
[بریتانیا]/ˌæsəˈsɪneɪtər/

ترجمه

n. فردی که کسی را ترور می‌کند.; به‌ویژه تروریستی که هدفش شخصیت‌های سیاسی برجسته است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

assassinator for hire

قاتل برای استخدام

master assassinator

قاتل ماهر

professional assassinator

قاتل حرفه‌ای

cold-blooded assassinator

قاتل بی‌احساس

legendary assassinator

قاتل افسانه‌ای

elite assassinator unit

واحد قاتل نخبه

deadly assassinator

قاتل مرگبار

skilled assassinator

قاتل ماهر

ruthless assassinator

قاتل بی‌رحم

جملات نمونه

the assassinator was caught before he could complete his mission.

قاتل قبل از اینکه بتواند ماموریت خود را به اتمام برساند دستگیر شد.

many believe the assassinator acted alone.

بسیاری معتقدند که قاتل به تنهایی عمل کرده است.

the police are searching for the assassinator's accomplices.

پلیس به دنبال همدستان قاتل می‌گردد.

he was labeled as the most notorious assassinator in the city.

او به عنوان مشهورترین قاتل در شهر شناخته شد.

the assassinator left no trace behind.

قاتل هیچ ردی از خود به جا نگذاشت.

witnesses described the assassinator fleeing the scene.

شهود توصیف کردند که قاتل صحنه را ترک می‌کند.

the assassinator's motives remain unclear.

انگیزه‌های قاتل هنوز نامشخص است.

the film portrays the life of a skilled assassinator.

فیلم زندگی یک قاتل ماهر را به تصویر می‌کشد.

authorities are investigating the assassinator's background.

مقامات در حال بررسی سابقه قاتل هستند.

she hired an assassinator to eliminate her rival.

او یک قاتل استخدام کرد تا رقیب خود را از بین ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید