assignableness

[ایالات متحده]/əˈsaɪnəbəlnes/
[بریتانیا]/əˈsaɪnəbəlnes/

ترجمه

n. قابليت يا وضعيت قابل تخصيص بودن؛ توانايي تخصيص، انتقال، يا تخصيص به يك شخص، هدف، يا استفاده معين.

جملات نمونه

the assignableness of intellectual property rights depends on specific contractual terms.

این امکان انتقال حقوق مالکیت معنوی به شرایط خاص قراردادی بستگی دارد.

lawyers often debate the assignableness of future royalties under existing agreements.

وکلای دادگاه اغلب در مورد امکان انتقال حق امتیازهای آینده تحت توافقات موجود بحث می کنند.

the company questioned the assignableness of the patent to a foreign subsidiary.

شرکت در مورد امکان انتقال حق ثبت اختراع به یک شرکت تابعه خارجی سؤال کرد.

financial institutions verify the assignableness of assets before providing loans.

موسسات مالی قبل از ارائه وام، امکان انتقال دارایی ها را بررسی می کنند.

academic researchers study the assignableness of liability in complex cases.

محققان دانشگاهی امکان انتقال مسئولیت را در موارد پیچیده مطالعه می کنند.

the contract specifies conditions affecting the assignableness of obligations.

قرارداد شرایطی را که بر امکان انتقال تعهدات تأثیر می گذارد، مشخص می کند.

government regulations impact the assignableness of emission credits between companies.

مقررات دولتی بر امکان انتقال اعتبارات انتشار بین شرکت ها تأثیر می گذارد.

software licenses vary in their assignableness to different users or organizations.

مجوزهای نرم افزاری در امکان انتقال آنها به کاربران یا سازمان های مختلف متفاوت است.

the court considered whether the assignableness of the debt was valid under law.

دادگاه بررسی کرد که آیا امکان انتقال بدهی طبق قانون معتبر است یا خیر.

corporate restructuring often involves evaluating the assignableness of contracts.

بازسازی شرکتی اغلب شامل ارزیابی امکان انتقال قراردادها می شود.

the assignableness of emergency response duties requires clear legal frameworks.

امکان انتقال وظایف پاسخ به شرایط اضطراری نیاز به چارچوب های قانونی روشن دارد.

insurance policies contain clauses regarding the assignableness of coverage to new owners.

سیاست های بیمه شامل بندهایی در مورد امکان انتقال پوشش به مالکان جدید است.

the patent office determined the assignableness of the invention's commercial rights.

اداره ثبت اختراع امکان انتقال حقوق تجاری اختراع را تعیین کرد.

labor unions negotiate the assignableness of pension benefits across employers.

اتحادیه های کارگری در مورد امکان انتقال مزایای بازنشستگی بین کارفرمایان مذاکره می کنند.

environmental law establishes the assignableness of pollution credits between factories.

قانون محیط زیست امکان انتقال اعتبارات آلودگی بین کارخانه ها را تعیین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید