assuringly

[ایالات متحده]/əˈʃʊərɪŋli/
[بریتانیا]/əˈʃʊrɪŋli/

ترجمه

adv. به طریقی که اعتماد یا اطمینان را الهام می‌کند؛ قطعاً؛ بدون شک.

عبارات و ترکیب‌ها

assuringly confident

با اعتماد قلبی اطمینان بخش

assuringly calm

با آرامش اطمینان بخش

assuringly polite

با ادب اطمینان بخش

assuringly clear

واضح و اطمینان بخش

assuringly sincere

صادقانه اطمینان بخش

assuringly competent

شایسته و اطمینان بخش

assuringly reassuring

اطمینان بخش و اطمینان بخش

assuringly effective

اثربخش و اطمینان بخش

assuringly successful

موفق و اطمینان بخش

جملات نمونه

he spoke assuringly to calm her nerves.

او با اطمینان صحبت کرد تا اعصاب او را آرام کند.

the teacher assured the students assuringly that they would pass the exam.

معلم با اطمینان به دانش آموزان اطمینان داد که در امتحان قبول خواهند شد.

she smiled assuringly, making everyone feel at ease.

او با اطمینان لبخند زد و باعث شد همه احساس آرامش کنند.

the manager spoke assuringly to the team during the meeting.

مدیر با اطمینان در طول جلسه با تیم صحبت کرد.

he assured her assuringly that everything would be alright.

او با اطمینان به او اطمینان داد که همه چیز درست خواهد شد.

she held his hand assuringly while they waited for the results.

او در حالی که منتظر نتیجه بودند، دست او را با اطمینان در دست گرفت.

the doctor spoke assuringly about the treatment plan.

پزشک با اطمینان در مورد برنامه درمانی صحبت کرد.

he looked at her assuringly, trying to ease her worries.

او با اطمینان به او نگاه کرد و سعی کرد نگرانی هایش را کاهش دهد.

the coach assured the players assuringly before the big game.

مربی قبل از بازی بزرگ با اطمینان به بازیکنان اطمینان داد.

she nodded assuringly, indicating her support.

او با اطمینان سر تکان داد و از حمایت خود نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید