astern propulsion
تأمین نیرو از عقب
steer astern
هدایت به عقب
the lifeboat was carried astern by the tide.
قایق نجات توسط جریان به عقب برده شد.
One of the fishing boats sank down astern of us.
یکی از قایقهای ماهیگیری در پشت ما غرق شد.
The ship sailed astern to avoid the iceberg.
کشتی برای جلوگیری از برخورد با کوه یخ به عقب حرکت کرد.
The captain ordered the crew to move astern.
کاپیتان دستور داد خدمه به عقب بروند.
The boat slowly drifted astern with the current.
قایق به آرامی با جریان به عقب رانده شد.
The tugboat pulled the larger ship astern.
کشتی یدک کشتی بزرگتر را به عقب کشید.
The submarine can move astern as well as forward.
زیردریایی میتواند به عقب و جلو حرکت کند.
The sailor steered the ship astern into the harbor.
ملوان کشتی را به عقب به سمت بندر هدایت کرد.
The fishing boat reversed astern to dock at the pier.
قایق ماهیگیری برای پهلو گرفتن در اسکله به عقب حرکت کرد.
The yacht glided astern gracefully.
قایق تفریحی به طور ظریف به عقب سر خورد.
The rowboat rowed astern to return to shore.
قایق پارویی برای بازگشت به ساحل به عقب پارو زد.
The stern of the ship faced astern as it anchored.
قسمت عقب کشتی هنگام لنگر انداختن به عقب بود.
astern propulsion
تأمین نیرو از عقب
steer astern
هدایت به عقب
the lifeboat was carried astern by the tide.
قایق نجات توسط جریان به عقب برده شد.
One of the fishing boats sank down astern of us.
یکی از قایقهای ماهیگیری در پشت ما غرق شد.
The ship sailed astern to avoid the iceberg.
کشتی برای جلوگیری از برخورد با کوه یخ به عقب حرکت کرد.
The captain ordered the crew to move astern.
کاپیتان دستور داد خدمه به عقب بروند.
The boat slowly drifted astern with the current.
قایق به آرامی با جریان به عقب رانده شد.
The tugboat pulled the larger ship astern.
کشتی یدک کشتی بزرگتر را به عقب کشید.
The submarine can move astern as well as forward.
زیردریایی میتواند به عقب و جلو حرکت کند.
The sailor steered the ship astern into the harbor.
ملوان کشتی را به عقب به سمت بندر هدایت کرد.
The fishing boat reversed astern to dock at the pier.
قایق ماهیگیری برای پهلو گرفتن در اسکله به عقب حرکت کرد.
The yacht glided astern gracefully.
قایق تفریحی به طور ظریف به عقب سر خورد.
The rowboat rowed astern to return to shore.
قایق پارویی برای بازگشت به ساحل به عقب پارو زد.
The stern of the ship faced astern as it anchored.
قسمت عقب کشتی هنگام لنگر انداختن به عقب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید