astragalus

[ایالات متحده]/ˈæstrəɡələs/
[بریتانیا]/æsˈtræləˌlʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استخوان در مفصل مچ پا؛ یک جنس از گیاهان (Astragalus)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

astragalus fracture

شکستگی استراگالوس

astragalus bone

استخوان استراگالوس

astragalus joint

مفصل استراگالوس

astragalus replacement surgery

جراحی تعویض استراگالوس

astragalus morphology

مورفولوژی استراگالوس

astragalus articulation

آرتیکولاسیون استراگالوس

astragalus injury

آسیب استراگالوس

astragalus alignment

تراز استراگالوس

astragalus anatomy

آناتومی استراگالوس

جملات نمونه

astragalus is often used in traditional medicine.

زنجبیل اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

many people take astragalus to boost their immune system.

بسیاری از افراد زنجبیل را برای تقویت سیستم ایمنی خود مصرف می‌کنند.

astragalus can be found in various herbal supplements.

زنجبیل را می‌توان در مکمل‌های گیاهی مختلف یافت.

research shows that astragalus may help reduce inflammation.

تحقیقات نشان می‌دهد که زنجبیل ممکن است به کاهش التهاب کمک کند.

some athletes use astragalus for better endurance.

برخی از ورزشکاران از زنجبیل برای افزایش استقامت استفاده می‌کنند.

astragalus is known for its adaptogenic properties.

زنجبیل به دلیل خواص سازگارانه آن شناخته شده است.

incorporating astragalus into your diet can be beneficial.

گنجاندن زنجبیل در رژیم غذایی شما می‌تواند مفید باشد.

astragalus root is often added to soups and stews.

ریشه زنجبیل اغلب به سوپ‌ها و خورش‌ها اضافه می‌شود.

consult a healthcare provider before taking astragalus.

قبل از مصرف زنجبیل با یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی مشورت کنید.

astragalus has a long history in herbal medicine.

زنجبیل تاریخچه‌ای طولانی در طب گیاهی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید