asynergies

[ایالات متحده]/ˌæ.sɪˈnɜːr.dʒi.z/
[بریتانیا]/əˈsɪnər.d͡ʒiz/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت عدم هم‌افزایی؛ وضعیتی که در آن اجزا به طور مؤثری با هم کار نمی‌کنند تا یک کل بزرگ‌تر را به دست آورند.

جملات نمونه

we can achieve greater asynergies by collaborating with other departments.

ما می‌توانیم با همکاری با سایر بخش‌ها به هم‌افزایی بیشتر دست یابیم.

the asynergies between our teams led to a successful project outcome.

هم‌افزایی بین تیم‌های ما منجر به نتیجه موفقیت‌آمیز پروژه شد.

identifying asynergies can help us reduce costs.

شناسایی هم‌افزایی می‌تواند به ما کمک کند هزینه‌ها را کاهش دهیم.

we need to explore potential asynergies in our marketing strategies.

ما باید پتانسیل هم‌افزایی در استراتژی‌های بازاریابی خود را بررسی کنیم.

the merger created significant asynergies that improved efficiency.

ادغام، هم‌افزایی‌های قابل توجهی ایجاد کرد که باعث بهبود کارایی شد.

by leveraging asynergies, we can enhance our product offerings.

با استفاده از هم‌افزایی، می‌توانیم پیشنهادات محصول خود را ارتقا دهیم.

our research highlighted the asynergies between technology and education.

تحقیقات ما، هم‌افزایی بین فناوری و آموزش را برجسته کرد.

finding asynergies is crucial for our growth strategy.

یافتن هم‌افزایی برای استراتژی رشد ما بسیار مهم است.

the team worked hard to maximize asynergies in the new project.

تیم سخت تلاش کرد تا هم‌افزایی را در پروژه جدید به حداکثر برساند.

effective communication can lead to better asynergies among teams.

ارتباطات موثر می‌تواند منجر به هم‌افزایی بهتر بین تیم‌ها شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید