asynergy

[ایالات متحده]/ˌæsɪˈnɜːr.dʒi/
[بریتانیا]/əˈsɪnər.dʒi/

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط چیزهایی که به طور مؤثر با هم کار نمی‌کنند؛ کمبود هم‌افزایی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

asynergy in business

هم‌افزایی در کسب و کار

explore the asynergy

بررسی هم‌افزایی

negative asynergy effects

اثرات منفی هم‌افزایی

addressing asynergy issues

رسیدگی به مشکلات هم‌افزایی

minimize asynergy potential

حداقل رساندن پتانسیل هم‌افزایی

asynergy between departments

هم‌افزایی بین بخش‌ها

understanding asynergy causes

درک علل هم‌افزایی

جملات نمونه

asynergy can lead to misunderstandings in a team environment.

ناهمآیی می‌تواند منجر به سوء تفاهم در محیط تیم شود.

the project suffered from asynergy among team members.

این پروژه دچار ناهمآیی بین اعضای تیم شد.

identifying asynergy is crucial for improving team dynamics.

شناسایی ناهمآیی برای بهبود پویایی گروه بسیار مهم است.

effective communication can reduce asynergy in collaborations.

ارتباط موثر می‌تواند ناهمآیی را در همکاری‌ها کاهش دهد.

asynergy often results in decreased productivity.

ناهمآیی اغلب منجر به کاهش بهره‌وری می‌شود.

resolving asynergy requires open discussions and feedback.

حل مشکل ناهمآیی نیازمند بحث و تبادل نظر باز و بازخورد است.

teams should work to minimize asynergy for better outcomes.

تیم‌ها باید برای دستیابی به نتایج بهتر، تلاش کنند تا ناهمآیی را به حداقل برسانند.

training sessions can help address issues of asynergy.

جلسات آموزشی می‌تواند به رفع مشکلات ناشی از ناهمآیی کمک کند.

asynergy can hinder innovation and creativity.

ناهمآیی می‌تواند مانع نوآوری و خلاقیت شود.

understanding the causes of asynergy is essential for leaders.

درک علل ناهمآیی برای رهبران ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید