atamans

[ایالات متحده]/əˈtɑːmən/
[بریتانیا]/əˈtɑːmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رئیس یا رهبر قزاق.

جملات نمونه

he was appointed as the ataman of the cossack group.

او به عنوان آتامن گروه کوساک منصوب شد.

the ataman led his men into battle with great courage.

آتامن با شجاعت فراوان، مردانش را به جنگ هدایت کرد.

during the meeting, the ataman discussed the future plans.

در طول جلسه، آتامن طرح‌های آینده را مورد بحث قرار داد.

the ataman is responsible for the welfare of his community.

آتامن مسئول رفاه جامعه خود است.

traditionally, the ataman was chosen based on merit.

به طور سنتی، آتامن بر اساس شایستگی انتخاب می شد.

the ataman's authority was respected by all members.

قدرت آتامن توسط همه اعضا مورد احترام بود.

she admired the ataman for his leadership skills.

او از مهارت های رهبری آتامن تحسین کرد.

the ataman organized a festival to celebrate their victory.

آتامن یک جشنواره برای بزرگداشت پیروزی آنها سازماندهی کرد.

as ataman, he had to make tough decisions.

همانطور که آتامن بود، او مجبور شد تصمیمات سختی بگیرد.

the ataman's speech inspired everyone in the crowd.

سخنرانی آتامن الهام بخش همه حاضران در جمعیت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید