ataraxia

[ایالات متحده]/ˌætərˈækʃiə/
[بریتانیا]/ˌætərˈæksiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت آرامش ذهنی، سکون و آزادی از مزاحمت؛ آرامش ذهنی؛ سکونت
Word Forms
جمعataraxias

جملات نمونه

she found ataraxia in the quiet of the mountains.

او آرامش در سکوت کوه‌ها را یافت.

his meditation practice helped him achieve ataraxia.

تمرین مراقبه او به او کمک کرد تا به آتاراکسیا برسد.

ataraxia is often sought after in stressful times.

آتاراکسیا اغلب در زمان‌های پر استرس مورد توجه قرار می‌گیرد.

she described the feeling of ataraxia as pure bliss.

او احساس آتاراکسیا را به عنوان لذت خالص توصیف کرد.

finding ataraxia can improve your mental health.

یافتن آتاراکسیا می‌تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

he achieved ataraxia through yoga and deep breathing.

او از طریق یوگا و تنفس عمیق به آتاراکسیا رسید.

ataraxia allows one to face challenges with a calm mind.

آتاراکسیا به یک فرد اجازه می‌دهد تا با ذهنی آرام با چالش‌ها روبرو شود.

the pursuit of ataraxia is a common theme in philosophy.

تعقیب آتاراکسیا یک موضوع رایج در فلسفه است.

she found ataraxia in the rhythm of her daily routine.

او آرامش را در ریتم برنامه روزانه خود یافت.

practicing mindfulness can lead to a sense of ataraxia.

تمرین ذهن‌آگاهی می‌تواند منجر به احساس آتاراکسیا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید