attainted

[ایالات متحده]/əˈtɛɪntɪd/
[بریتانیا]/ əˈteɪndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان مجازات از دارایی محروم شدن; حقوق یا وضعیت قانونی کسی کاهش یافتن; تحت تأثیر یک بیماری یا وضعیت قرار گرفتن; تجربه یک حمله یا شروع چیزی منفی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

attainted with guilt

آلوده به گناه

attainted by scandal

آلوده به رسوایی

attainted by corruption

آلوده به فساد

جملات نمونه

his reputation was attainted after the scandal.

شهرت او پس از رسوایی لکه‌دار شد.

the law aims to protect those who are falsely attainted.

قانون برای محافظت از کسانی که به دروغ لکه‌دار شده‌اند، طراحی شده است.

she felt her integrity was attainted by the accusations.

او احساس کرد که اتهامات باعث لکه‌دار شدن یکپارچگی او شده است.

being attainted can lead to serious consequences.

لکه‌دار شدن می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

his career was attainted by a single mistake.

یک اشتباه کوچک باعث لکه‌دار شدن حرفه او شد.

the evidence presented attainted his claims.

شواهد ارائه شده ادعای او را لکه‌دار کرد.

many lives were attainted by the unjust laws.

قوانین ناعادلانه زندگی بسیاری را لکه‌دار کرد.

the community rallied to support those who were attainted.

جامعه برای حمایت از کسانی که لکه‌دار شده بودند، متحد شد.

her reputation was unfairly attainted by rumors.

شهرت او به طور ناعادلانه توسط شایعات لکه‌دار شد.

attainted individuals often struggle to regain trust.

افراد لکه‌دار شده اغلب برای بازگرداندن اعتماد مشکل دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید