attempering

[ایالات متحده]/ætˈtɛmpərɪŋ/
[بریتانیا]/ætˈtɛm.pər.ɪŋ/

ترجمه

vفرآیند تعدیل یا کاهش چیزی، غالباً گرما؛ تنظیم یا تنظیم چیزی به حالت مطلوب.

عبارات و ترکیب‌ها

attempering one's expectations

کاهش انتظارات

جملات نمونه

attempering the harshness of the report can improve its reception.

کاهش شدت گزارش می‌تواند باعث بهبود استقبال از آن شود.

she suggested attempering the criticism with some positive feedback.

او پیشنهاد کرد که انتقاد را با بازخورد مثبت تعدیل کنند.

the artist is attempering bold colors to create a softer palette.

هنرمند در حال تعدیل رنگ‌های جسورانه برای ایجاد یک پالت نرم‌تر است.

attempering your tone can help in difficult conversations.

تعدیل لحن شما می‌تواند در گفتگوهای دشوار کمک کند.

they are attempering their approach to make it more inclusive.

آنها در حال تعدیل رویکرد خود هستند تا آن را فراگیرتر کنند.

attempering the rules can lead to a more flexible environment.

تعدیل قوانین می‌تواند منجر به ایجاد محیطی انعطاف‌پذیرتر شود.

attempering the flavors in the dish creates a harmonious taste.

تعدیل طعم‌ها در غذا باعث ایجاد طعمی هماهنگ می‌شود.

he is attempering his expectations to avoid disappointment.

او انتظارات خود را تعدیل می‌کند تا از ناامیدی جلوگیری کند.

attempering the lighting can enhance the mood of the room.

تعدیل نورپردازی می‌تواند حال و هوای اتاق را بهبود بخشد.

attempering the pace of the presentation kept the audience engaged.

تعدیل سرعت ارائه باعث شد مخاطبان درگیر بمانند.

attempering the harshness of the criticism can help improve relationships.

کاهش شدت انتقاد می‌تواند به بهبود روابط کمک کند.

the teacher is attempering her feedback to encourage student participation.

معلم بازخورد خود را تعدیل می‌کند تا مشارکت دانش‌آموزان را تشویق کند.

attempering the flavors in the dish can make it more enjoyable.

تعدیل طعم‌ها در غذا می‌تواند آن را لذت‌بخش‌تر کند.

he is attempering his tone to avoid sounding aggressive.

او لحن خود را تعدیل می‌کند تا از به نظر رسیدن تهاجمی جلوگیری کند.

the manager is attempering the workload to prevent burnout.

مدیر حجم کاری را تعدیل می‌کند تا از فرسودگی جلوگیری کند.

attempering the intensity of the workout can help beginners.

تعدیل شدت تمرین می‌تواند به افراد مبتدی کمک کند.

she is attempering her expectations for the project.

او انتظارات خود را برای پروژه تعدیل می‌کند.

attempering the rules can foster a more inclusive environment.

تعدیل قوانین می‌تواند محیطی فراگیرتر را تقویت کند.

he is attempering his approach to better suit the audience.

او رویکرد خود را تعدیل می‌کند تا بهتر با مخاطبان مطابقت داشته باشد.

attempering the message can lead to better understanding.

تعدیل پیام می‌تواند منجر به درک بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید