attender

[ایالات متحده]/əˈtɛndər/
[بریتانیا]/əˈtɛndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در یک رویداد یا جلسه شرکت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

attender registration

ثبت نام شرکت کننده

attender badge

کارت شناسایی شرکت کننده

attender feedback

بازخورد شرکت کننده

main attender

شرکت کننده اصلی

designated attender

شرکت کننده تعیین شده

attender orientation

معرفی شرکت کننده

attender schedule

برنامه زمانبندی شرکت کننده

attender handbook

راهنمای شرکت کننده

attender support

حمایت شرکت کننده

conference attender

شرکت کننده کنفرانس

guest attender

شرکت کننده مهمان

attender list

لیست شرکت کنندگان

attender service

خدمات شرکت کننده

attender information

اطلاعات شرکت کننده

volunteer attender

شرکت کننده داوطلب

جملات نمونه

the attender was late to the meeting.

شرکت‌کننده دیر به جلسه رسید.

each attender received a welcome packet.

هر شرکت‌کننده یک بسته خوش‌آمدگویی دریافت کرد.

as an attender, you should participate actively.

به عنوان یک شرکت‌کننده، شما باید به طور فعالانه شرکت کنید.

the conference had a record number of attenders.

کنفرانس دارای بالاترین تعداد شرکت‌کننده در تاریخ بود.

every attender must register in advance.

هر شرکت‌کننده‌ای باید از قبل ثبت‌نام کند.

the attender asked insightful questions during the session.

شرکت‌کننده سؤالات روشنگرانه ای در طول جلسه پرسید.

attenders are encouraged to network with each other.

از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

the speaker appreciated the feedback from the attender.

سخنرانی از بازخورد شرکت‌کننده قدردانی کرد.

as an attender, you will gain valuable insights.

به عنوان یک شرکت‌کننده، شما بینش‌های ارزشمندی به دست خواهید آورد.

the event was well-organized, and every attender enjoyed it.

این رویداد به خوبی سازماندهی شده بود و همه شرکت‌کنندگان از آن لذت بردند.

the attender of the conference shared valuable insights.

شرکت‌کننده کنفرانس بینش‌های ارزشمندی به اشتراک گذاشت.

as an attender, i found the workshop very informative.

به عنوان یک شرکت‌کننده، من کارگاه را بسیار آموزنده یافتم.

each attender received a certificate of participation.

هر شرکت‌کننده گواهی شرکت دریافت کرد.

the attender expressed their thoughts during the discussion.

شرکت‌کننده افکار خود را در طول بحث بیان کرد.

being an attender at the event was a great experience.

شرکت کردن در رویداد یک تجربه عالی بود.

every attender was encouraged to ask questions.

از هر شرکت‌کننده‌ای خواسته شد تا سؤالاتی بپرسد.

the attender list was carefully organized for the seminar.

لیست شرکت‌کنندگان به دقت برای سمینار سازماندهی شد.

as an attender, i networked with many professionals.

به عنوان یک شرکت‌کننده، من با بسیاری از متخصصان ارتباط برقرار کردم.

the attender feedback helped improve future events.

بازخورد شرکت‌کنندگان به بهبود رویدادهای آینده کمک کرد.

each attender contributed to the lively discussion.

هر شرکت‌کننده در بحث پر جنب و جوش مشارکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید