attracter

[ایالات متحده]/əˈtræk.tər/
[بریتانیا]/əˈtræk.tər/

ترجمه

n. چیزی که چیزی را جذب یا کشش می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

talent attracter

جذب استعداد

customer attracter

جذب مشتری

magnetic attracter

جذب مغناطیسی

marketing attracter

جذب بازاریابی

online attracter

جذب آنلاین

lead attracter

جذب سرنخ

sales attracter

جذب فروش

content attracter

جذب محتوا

brand attracter

جذب برند

event attracter

جذب رویداد

attracter of attention

جذب توجه

main attracter

جذب اصلی

love attracter

جذب عشق

a powerful attracter

یک جذب کننده قدرتمند

جملات نمونه

the bright colors of the flowers can attracter many bees.

رنگ‌های روشن گل‌ها می‌توانند بسیاری از زنبورها را جذب کنند.

his charm seems to attracter people effortlessly.

جاذبه او باعث می‌شود افراد به راحتی جذب شوند.

they designed the park to attracter more visitors.

آنها پارک را به گونه‌ای طراحی کردند تا بازدیدکنندگان بیشتری را جذب کند.

good marketing strategies can attracter potential customers.

استراتژی‌های بازاریابی خوب می‌توانند مشتریان بالقوه را جذب کنند.

the music festival is meant to attracter a younger audience.

جشنواره موسیقی برای جذب مخاطبان جوان‌تر طراحی شده است.

her talent as a singer can attracter a large following.

استعداد او به عنوان یک خواننده می‌تواند دنبال‌کنندگان زیادی را جذب کند.

unique art pieces can attracter collectors from around the world.

آثار هنری منحصر به فرد می‌توانند کلکسیونرها را از سراسر جهان جذب کند.

innovative technology often attracter investors' attention.

فناوری‌های نوآورانه اغلب توجه سرمایه‌گذاران را جلب می‌کنند.

wildlife documentaries are designed to attracter nature enthusiasts.

فیلم‌های مستند حیات وحش برای جذب علاقه‌مندان به طبیعت طراحی شده‌اند.

festivals are organized to attracter tourists to the region.

جشنواره‌ها برای جذب گردشگران به منطقه برگزار می‌شوند.

the bright colors of the flowers act as an attracter for bees.

رنگ‌های روشن گل‌ها به عنوان یک جاذب برای زنبورها عمل می‌کنند.

his charisma is a natural attracter for people.

جاذبه او یک جاذب طبیعی برای مردم است.

good marketing strategies can serve as an attracter for customers.

استراتژی‌های بازاریابی خوب می‌توانند به عنوان یک جاذب برای مشتریان عمل کنند.

the sound of music is often an attracter for crowds.

صدای موسیقی اغلب یک جاذب برای جمعیت است.

she used her charm as an attracter in social situations.

او از جاذبه خود به عنوان یک جاذب در موقعیت‌های اجتماعی استفاده کرد.

the museum's new exhibit is an attracter for art lovers.

نمایشگاه جدید موزه برای دوستداران هنر یک جاذب است.

innovative technology can be an attracter for investors.

فناوری‌های نوآورانه می‌توانند یک جاذب برای سرمایه‌گذاران باشند.

her smile acts as an attracter for new friends.

لبخند او به عنوان یک جاذب برای دوستان جدید عمل می‌کند.

the scent of fresh bread is a great attracter for customers.

بوی نان تازه یک جاذب عالی برای مشتریان است.

unique designs can serve as an attracter in fashion.

طرح‌های منحصر به فرد می‌توانند به عنوان یک جاذب در مد عمل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید