attunements

[ایالات متحده]/əˈtjuːn.mənt/
[بریتانیا]/əˈtʃuːn.mənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت هماهنگی یا توافق با چیزی یا کسی؛ احساس درک و ارتباط؛ عمل تنظیم چیزی، به ویژه یک ساز موسیقی؛ فرآیند تنظیم چیزی برای اینکه به درستی کار کند.

عبارات و ترکیب‌ها

attunement to music

هماهنگی با موسیقی

lack of attunement

نبود هماهنگی

spiritual attunement

هماهنگی معنوی

attunement with nature

هماهنگی با طبیعت

develop attunement skills

توسعه مهارت‌های هماهنگی

sense of attunement

حس هماهنگی

emotional attunement

هماهنگی عاطفی

جملات نمونه

his attunement to the needs of his team was impressive.

همسویی او با نیازهای تیمش بسیار چشمگیر بود.

she showed great attunement to the rhythm of the music.

او نشان داد که با ریتم موسیقی همسو است.

attunement with nature can enhance your mental well-being.

همسویی با طبیعت می‌تواند به بهبود سلامت روان شما کمک کند.

his attunement to the cultural differences helped in negotiations.

همسویی او با تفاوت‌های فرهنگی به مذاکرات کمک کرد.

they achieved a deep attunement in their relationship over the years.

آنها در طول سال‌ها به یک همسویی عمیق در رابطه خود دست یافتند.

attunement to your own emotions is crucial for personal growth.

همسویی با احساسات خود برای رشد شخصی بسیار مهم است.

her attunement to the children's needs made her a great teacher.

همسویی او با نیازهای کودکان او را به یک معلم عالی تبدیل کرد.

attunement to feedback can lead to improved performance.

همسویی با بازخورد می‌تواند منجر به بهبود عملکرد شود.

he has a natural attunement to the art of conversation.

او به طور طبیعی با هنر گفتگو همسو است.

attunement with your audience is key to effective communication.

همسویی با مخاطبان شما کلید ارتباط موثر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید