auctioned

[ایالات متحده]/ɔːkʃənd/
[بریتانیا]/awkˈʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته از حراج

عبارات و ترکیب‌ها

auctioned off

فروش حراجی

auctioned goods

کالا‌های حراجی

auctioned property

ملکیت حراجی

online auctioned items

کالا‌های حراجی آنلاین

auctioned without reserve

حراجی بدون قیمت پایه

جملات نمونه

the painting was auctioned for a record price.

تابلو با قیمت رکوردی به حراج گذاشته شد.

many rare items were auctioned off last weekend.

بسیاری از اقلام کمیاب در آخر هفته گذشته به حراج گذاشته شدند.

the charity event auctioned donated goods.

رویداد خیریه کالاهای اهدایی را به حراج گذاشت.

he auctioned his collection of vintage cars.

او مجموعه اتومبیل‌های کلاسیک خود را به حراج گذاشت.

the antiques were auctioned to the highest bidder.

اشیای عتیقه به بالاترین پیشنهاد کننده به حراج گذاشته شدند.

she auctioned off her old jewelry to make some extra cash.

او جواهرات قدیمی خود را به حراج گذاشت تا کمی پول بیشتری به دست آورد.

items from the estate were auctioned after the owner passed away.

اقلام از اموال پس از فوت مالک به حراج گذاشته شدند.

the auctioneer announced that the rare coin would be auctioned next.

حراج‌گذار اعلام کرد که سکه کمیاب بعدی به حراج گذاشته خواهد شد.

they auctioned tickets to the concert for charity.

آنها بلیط کنسرت را برای کمک به خیریه به حراج گذاشتند.

the house was auctioned off after the foreclosure.

خانه پس از تملک دوباره به حراج گذاشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید