auctioneered

[ایالات متحده]/ɔːkʃəˈnɪəd/
[بریتانیا]/ɑːkʃənɪrd/

ترجمه

v. چیزی را از طریق حراج فروختن; کالاها یا املاک را از طریق حراج فروختن.

عبارات و ترکیب‌ها

auctioneered off

به حراج گذاشتند

auctioneered the items

اقلام را به حراج گذاشتند

auctioneered successfully

با موفقیت به حراج گذاشتند

auctioneered for charity

به نفع خیریه حراج کردند

جملات نمونه

the rare painting was auctioneered at a record price.

تابلوی کمیاب با قیمت رکوردی به حراج گذاشته شد.

he auctioneered off his collection of vintage cars.

او مجموعه اتومبیل‌های کلاسیک خود را به حراج گذاشت.

the charity event auctioneered several valuable items.

رویداد خیریه اقلام با ارزش متعددی را به حراج گذاشت.

she auctioneered her handmade jewelry to raise funds.

او جواهرات دست ساز خود را به حراج گذاشت تا بودجه جمع آوری کند.

the estate was auctioneered after the owner's passing.

پس از فوت صاحب آن، املاک به حراج گذاشته شد.

they auctioneered the rare stamps to collectors worldwide.

تمبرهای کمیاب را به حراج گذاشتند تا کلکسیونرهای سراسر جهان خریداری کنند.

the auctioneer auctioneered the items with great enthusiasm.

حراج‌گذار با شور و اشتیاق فراوان اقلام را به حراج گذاشت.

the auctioneered antiques attracted many bidders.

اشیای آنتیک حراج شده توجه بسیاری از پیشنهاد دهندگان را به خود جلب کرد.

the historic documents were auctioneered to the highest bidder.

اسناد تاریخی به بالاترین پیشنهاد دهنده به حراج گذاشته شد.

he successfully auctioneered his artwork to art enthusiasts.

او با موفقیت آثار هنری خود را به علاقه‌مندان به هنر به حراج گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید