autonomists

[ایالات متحده]/ɔːˈtɒnəmɪst/
[بریتانیا]/awˈtɑːnəmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به دنبال خودمختاری یا خودمدیریتی برای یک گروه یا منطقه خاص است.

عبارات و ترکیب‌ها

autonomist movement

جنبش خودمختارگرایانه

political autonomist

خودمختارگرای سیاسی

autonomist ideology

ایدئولوژی خودمختارگرایانه

cultural autonomist

خودمختارگرای فرهنگی

autonomist separatist

خودمختارگرای جداطلب

autonomist leader

رهبر خودمختارگرا

advocate for autonomists

طرفدار خودمختارگران

autonomist agenda

برنامه خودمختارگران

autonomist demands

مطالبات خودمختارگران

autonomist group

گروه خودمختارگرا

autonomist region

منطقه خودمختار

autonomist government

دولت خودمختار

autonomist perspective

دیدگاه خودمختارگرا

political autonomists

خودمختارگران سیاسی

جملات نمونه

the autonomist movement gained momentum in the region.

جنبش خودمختارها در این منطقه قدرت گرفت.

many people identify as autonomist in their political beliefs.

بسیاری از مردم خود را از نظر سیاسی به عنوان خودمختار معرفی می‌کنند.

the autonomist approach emphasizes local governance.

رویکرد خودمختارها بر حاکمیت محلی تاکید دارد.

as an autonomist, she advocates for more regional autonomy.

به عنوان یک فرد خودمختار، او از خودمختاری بیشتر منطقه حمایت می‌کند.

the autonomist party won several seats in the election.

حزب خودمختار در انتخابات چندین کرسی به دست آورد.

he wrote a book about the history of autonomist movements.

او کتابی در مورد تاریخ جنبش‌های خودمختار نوشت.

autonomist ideas often challenge traditional political structures.

ایده‌های خودمختارها اغلب ساختارهای سیاسی سنتی را به چالش می‌کشند.

they organized a conference for autonomist thinkers.

آنها کنفرانسی برای متفکران خودمختار برگزار کردند.

the autonomist perspective is gaining traction among youth.

دیدگاه خودمختارها در حال افزایش محبوبیت در بین جوانان است.

autonomist regions often have unique cultural identities.

مناطق خودمختار اغلب دارای هویت‌های فرهنگی منحصر به فرد هستند.

the autonomist movement gained traction in the region.

جنبش خودمختارها در این منطقه قدرت گرفت.

many autonomist groups advocate for greater local governance.

بسیاری از گروه‌های خودمختار از حاکمیت محلی بیشتر حمایت می‌کنند.

the autonomist ideology emphasizes self-determination.

ایدئولوژی خودمختارها بر خودمختاری تاکید دارد.

he identifies as an autonomist and supports regional independence.

او خود را به عنوان یک فرد خودمختار معرفی می‌کند و از استقلال منطقه‌ای حمایت می‌کند.

the autonomist agenda includes cultural preservation.

برنامه کاری خودمختارها شامل حفظ فرهنگ است.

some see the autonomist approach as a threat to national unity.

برخی رویکرد خودمختارها را تهدیدی برای وحدت ملی می‌دانند.

autonomist leaders often organize protests to voice their demands.

رهبران خودمختار اغلب برای بیان خواسته‌های خود اعتراضات را سازماندهی می‌کنند.

the autonomist perspective is gaining popularity among the youth.

دیدگاه خودمختارها در حال افزایش محبوبیت در بین جوانان است.

autonomist thinkers argue for decentralized power structures.

متفکران خودمختار از ساختارهای قدرت غیرمتمرکز دفاع می‌کنند.

her writings reflect an autonomist view of society.

نوشته‌های او بازتابی از دیدگاه خودمختارانه نسبت به جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید