avengement

[ایالات متحده]/əˈvɛndʒmɛnt/
[بریتانیا]/əˈvendʒmənt/

ترجمه

n. عمل انتقام یا جبران خسارت برای یک اشتباه یا آسیب.

جملات نمونه

the avengement of the wronged was finally achieved.

انتقام گرفتن از بی‌گناهان سرانجام به دست آمد.

she sought avengement for the betrayal she suffered.

او به دنبال انتقام خیانت بود.

his avengement was swift and merciless.

انتقام او سریع و بی‌رحمانه بود.

the avengement of her family’s honor was a priority.

حفظ آبروی خانواده‌اش اولویت انتقام او بود.

they plotted the avengement of their fallen comrades.

آنها برای انتقام از همرزمانشان نقشه‌کشی کردند.

the avengement was carried out under the cover of night.

انتقام در تاریکی شب انجام شد.

his thirst for avengement drove him to madness.

تشنگی او برای انتقام او را به جنون کشاند.

avengement can sometimes lead to a cycle of violence.

انتقام گاهی اوقات می‌تواند منجر به چرخه خشونت شود.

the story revolves around themes of avengement and justice.

داستان حول محور انتقام و عدالت می‌چرخد.

avengement may not bring true peace to the soul.

انتقام ممکن است صلح واقعی را برای روح به ارمغان نیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید