aviates

[ایالات متحده]/ˈeɪviˌeɪts/
[بریتانیا]/əˈveɪt̬z/

ترجمه

v. پرواز کردن یا اداره کردن یک هواپیما؛ ناوبری یا کنترل یک هواپیما

عبارات و ترکیب‌ها

aviates the aircraft

خلال هواپیما

جملات نمونه

the pilot aviates the aircraft smoothly through the clouds.

خلبان با مهارت هواپیما را به آرامی از میان ابرها عبور می‌دهد.

he aviates his drone with great precision during the competition.

او پهپاد خود را با دقت بسیار زیاد در طول مسابقه هدایت می‌کند.

she aviates her thoughts clearly during the presentation.

او افکار خود را به وضوح در طول ارائه مطرح می‌کند.

the experienced pilot aviates through challenging weather conditions.

خلبان با تجربه هواپیما را در شرایط آب و هوایی دشوار هدایت می‌کند.

he aviates the conversation towards a more positive topic.

او مکالمه را به سمت موضوعی مثبت‌تر هدایت می‌کند.

during the flight, she aviates the plane to avoid turbulence.

در طول پرواز، او هواپیما را برای جلوگیری از تلاطم هدایت می‌کند.

the instructor aviates the students' learning experience effectively.

مربی تجربه یادگیری دانش آموزان را به طور موثر هدایت می‌کند.

he aviates the meeting agenda to ensure all topics are covered.

او دستور کار جلسه را هدایت می‌کند تا اطمینان حاصل شود که همه موضوعات پوشش داده شده‌اند.

she aviates her career path with careful planning and strategy.

او مسیر شغلی خود را با برنامه‌ریزی و استراتژی دقیق هدایت می‌کند.

the captain aviates the ship through the narrow strait.

کاپیتان کشتی را از طریق آبراه باریک هدایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید