awayday

[ایالات متحده]/əˈweɪdeɪ/
[بریتانیا]/əˈweɪˌdeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سفر روزانه که توسط گروهی از افراد انجام می‌شود، معمولاً به منظور کار، به مکانی خارج از محل کار معمول آن‌ها.; یک روز تعطیل از کار، به ویژه روزی که صرف استراحت یا انجام فعالیتی لذت‌بخش می‌شود.
Word Forms
جمعawaydays

عبارات و ترکیب‌ها

awayday trip

سفر یک روزه

company awayday

سفر یک روزه شرکتی

plan an awayday

برنامه‌ریزی برای سفر یک روزه

organise an awayday

سازماندهی یک سفر یک روزه

enjoy an awayday

لذت بردن از یک سفر یک روزه

team awayday

سفر یک روزه تیمی

attend an awayday

حضور در یک سفر یک روزه

successful awayday

سفر یک روزه موفق

awayday activities

فعالیت‌های سفر یک روزه

جملات نمونه

we organized an awayday for team building.

ما یک سفر کاری برای ایجاد تیمسازی سازماندهی کردیم.

the awayday helped us improve our communication skills.

سفر کاری به ما کمک کرد تا مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشیم.

during the awayday, we brainstormed new ideas.

در طول سفر کاری، ما ایده‌های جدیدی را مطرح کردیم.

our awayday was filled with fun activities.

سفر کاری ما پر از فعالیت‌های سرگرم‌کننده بود.

we scheduled an awayday to discuss our goals.

ما یک سفر کاری برای بحث در مورد اهداف خود برنامه ریزی کردیم.

the awayday was a great success for the company.

سفر کاری برای شرکت یک موفقیت بزرگ بود.

everyone enjoyed the awayday at the retreat.

همه از سفر کاری در محل استراحت لذت بردند.

we learned a lot about teamwork during the awayday.

ما در طول سفر کاری در مورد کار گروهی بسیار یاد گرفتیم.

the awayday included workshops and team challenges.

سفر کاری شامل کارگاه ها و چالش های گروهی بود.

our manager planned an awayday to boost morale.

مدیر ما یک سفر کاری برای افزایش روحیه برنامه ریزی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید