| جمع | axones |
axone regeneration
بازسازی اکسون
axone growth
رشد اکسون
axone damage
آسیب اکسون
axone guidance
راهنمایی اکسون
axone terminals
terminals اکسون
axone sprouting
گردهزنی اکسون
axone transport
حمل و نقل اکسون
axone injury
آسیب اکسون
axone degeneration
تخریب اکسون
myelinated axone
اکسون میلیندار
the pungent aroma of axone is distinct.
بوی تیز و متمایز اکسونه است.
she is fermenting soya beans to make axone.
او در حال فرآوری لوبیا دوسری برای تولید اکسونه است.
axone is a staple ingredient in naga cuisine.
اکسونه یک ماده اولیه اصلی در غذای ناگا است.
many people find the smell of axone overwhelming.
بسیاری از افراد بوی اکسونه را گاهی دلنشین مییابند.
this pork curry is flavored with fermented axone.
این گوشت خرما با اکسونه فرآوری شده طعم داده شده است.
you can buy dried axone from local markets.
میتوانید اکسونه خشک را از بازارهای محلی خریداری کنید.
preparing axone takes several days of fermentation.
آماده سازی اکسونه چند روز فرآوری را نیاز دارد.
the recipe calls for a spoonful of axone paste.
این رецیپ روغن اکسونه را به مقدار یک چشمه نیاز دارد.
axone adds a savory umami depth to stews.
اکسونه عمق طعم شور و امیمی را به گوشتپزی اضافه میکند.
locals eat axone with rice and smoked meat.
محلیها اکسونه را با برنج و گوشت کباب میخورند.
storing axone requires an airtight container.
ذخیره اکسونه نیاز به ظرف بستهبندی شده دارد.
axone regeneration
بازسازی اکسون
axone growth
رشد اکسون
axone damage
آسیب اکسون
axone guidance
راهنمایی اکسون
axone terminals
terminals اکسون
axone sprouting
گردهزنی اکسون
axone transport
حمل و نقل اکسون
axone injury
آسیب اکسون
axone degeneration
تخریب اکسون
myelinated axone
اکسون میلیندار
the pungent aroma of axone is distinct.
بوی تیز و متمایز اکسونه است.
she is fermenting soya beans to make axone.
او در حال فرآوری لوبیا دوسری برای تولید اکسونه است.
axone is a staple ingredient in naga cuisine.
اکسونه یک ماده اولیه اصلی در غذای ناگا است.
many people find the smell of axone overwhelming.
بسیاری از افراد بوی اکسونه را گاهی دلنشین مییابند.
this pork curry is flavored with fermented axone.
این گوشت خرما با اکسونه فرآوری شده طعم داده شده است.
you can buy dried axone from local markets.
میتوانید اکسونه خشک را از بازارهای محلی خریداری کنید.
preparing axone takes several days of fermentation.
آماده سازی اکسونه چند روز فرآوری را نیاز دارد.
the recipe calls for a spoonful of axone paste.
این رецیپ روغن اکسونه را به مقدار یک چشمه نیاز دارد.
axone adds a savory umami depth to stews.
اکسونه عمق طعم شور و امیمی را به گوشتپزی اضافه میکند.
locals eat axone with rice and smoked meat.
محلیها اکسونه را با برنج و گوشت کباب میخورند.
storing axone requires an airtight container.
ذخیره اکسونه نیاز به ظرف بستهبندی شده دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید