axone

[ایالات متحده]/ˈæksəʊn/
[بریتانیا]/ˈæksoʊn/

ترجمه

n. بخش بلند و نخ نماي سلول عصبی که امواج عصبی را از بدن سلول به سلول های دیگر منتقل می کند. ; محور بدن.
شکل‌های واژه
جمعaxones

عبارات و ترکیب‌ها

axone regeneration

بازسازی اکسون

axone growth

رشد اکسون

axone damage

آسیب اکسون

axone guidance

راهنمایی اکسون

axone terminals

terminals اکسون

axone sprouting

گرده‌زنی اکسون

axone transport

حمل و نقل اکسون

axone injury

آسیب اکسون

axone degeneration

تخریب اکسون

myelinated axone

اکسون میلین‌دار

جملات نمونه

the pungent aroma of axone is distinct.

بوی تیز و متمایز اکسونه است.

she is fermenting soya beans to make axone.

او در حال فرآوری لوبیا دوسری برای تولید اکسونه است.

axone is a staple ingredient in naga cuisine.

اکسونه یک ماده اولیه اصلی در غذای ناگا است.

many people find the smell of axone overwhelming.

بسیاری از افراد بوی اکسونه را گاهی دلنشین می‌یابند.

this pork curry is flavored with fermented axone.

این گوشت خرما با اکسونه فرآوری شده طعم داده شده است.

you can buy dried axone from local markets.

می‌توانید اکسونه خشک را از بازارهای محلی خریداری کنید.

preparing axone takes several days of fermentation.

آماده سازی اکسونه چند روز فرآوری را نیاز دارد.

the recipe calls for a spoonful of axone paste.

این رецیپ روغن اکسونه را به مقدار یک چشمه نیاز دارد.

axone adds a savory umami depth to stews.

اکسونه عمق طعم شور و امی‌می را به گوشت‌پزی اضافه می‌کند.

locals eat axone with rice and smoked meat.

محلی‌ها اکسونه را با برنج و گوشت کباب می‌خورند.

storing axone requires an airtight container.

ذخیره اکسونه نیاز به ظرف بسته‌بندی شده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید