ayah

[ایالات متحده]/ˈaɪə/
[بریتانیا]/ˈaɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرستار؛ خدمتکار - زنی که به مراقبت از کودکان یا انجام کارهای خانه کمک می‌کند.
Word Forms
جمعayahs

عبارات و ترکیب‌ها

loving ayah

پدر مهربان

ayah's guidance

راهنمایی پدر

respectful ayah

پدر محترم

ayah's love

عشق پدر

caring ayah

پدر مراقب

جملات نمونه

Ayah menbeli dua bentuk mata kail sebelum pergi memancing ikan di sungai.

پدر دو نوع قلاب ماهیگیری قبل از رفتن به ماهیگیری در رودخانه خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید