baal

[ایالات متحده]/bɑ:l/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدای خورشید که توسط فینیقی‌های باستان پرستش می‌شد؛ خدای شر؛ بت.

عبارات و ترکیب‌ها

worshipper of Baal

عبادت‌کننده بعل

altar of Baal

محراب بعل

sacrifice to Baal

قربانی به بعل

prophet of Baal

پیامبر بعل

baal worship

عبادت بعل

worship of baal

عبادت به بعل

dedicated to baal

اختصاصی برای بعل

baal's followers

پیروان بعل

priests of baal

کاهنان بعل

baal's temple

معبد بعل

ancient baal rituals

آیین‌های باستانی بعل

mention of baal

اشاره به بعل

baal's power

قدرت بعل

sacrifices to baal

قربانی‌ها به بعل

جملات نمونه

baal is often depicted as a storm god.

بال معمولاً به عنوان خدای طوفان به تصویر کشیده می‌شود.

many ancient cultures worshipped baal.

بسیاری از فرهنگ‌های باستانی به بال احترام می‌گذاشتند.

baal was associated with fertility and agriculture.

بال با باروری و کشاورزی مرتبط بود.

the name baal appears in various ancient texts.

نام بال در متون باستانی مختلف ظاهر می‌شود.

people believed baal controlled the rain and storms.

مردم معتقد بودند که بال کنترل باران و طوفان را دارد.

baal worship involved rituals and sacrifices.

عبادت بال شامل مناسک و قربانی‌ها می‌شد.

in mythology, baal fought against other gods.

در اساطیر، بال با خدایان دیگر جنگید.

some consider baal a symbol of chaos.

برخی بال را نمادی از هرج و مرج می‌دانند.

baal's influence can be seen in modern culture.

می‌توان تأثیر بال را در فرهنگ مدرن دید.

the legend of baal has inspired many stories.

افسانه بال الهام‌بخش بسیاری از داستان‌ها بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید