babysit

[ایالات متحده]/'bebɪsɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور موقت از کودکان مراقبت کردن.
Word Forms
جمعbabysits

جملات نمونه

I babysit for my neighbour sometimes.

من گاهی اوقات برای همسایه‌ام بچه داری می‌کنم.

Minna could babysit one night if your father has to work.

مینا می‌تواند یک شب بچه داری کند اگر پدر شما مجبور باشد کار کند.

I need someone to babysit my children this weekend.

من به کسی نیاز دارم که آخر هفته بچه های من را نگه دارد.

She hired a babysitter to watch her kids while she went out.

او یک پرستار بچه استخدام کرد تا از بچه هایش مراقبت کند در حالی که بیرون رفت.

Can you babysit for a few hours tomorrow evening?

آیا می‌توانید امشب برای چند ساعت بچه داری کنید؟

The teenager next door often babysits for extra money.

نوجوان بعدی اغلب برای کسب درآمد بیشتر بچه داری می‌کند.

My sister will babysit for us during date night.

خواهر من در شب قرار با ما بچه داری خواهد کرد.

They have a reliable nanny who babysits their kids regularly.

آنها یک پرستار بچه قابل اعتماد دارند که به طور منظم از بچه هایشان مراقبت می کند.

I used to babysit my younger siblings when my parents were at work.

من قبلاً از خواهر و برادران کوچکترم مراقبت می کردم وقتی والدینم در حال کار بودند.

The babysitter entertained the kids with games and activities.

پرستار بچه با بازی‌ها و فعالیت‌ها سرگرم کودکان کرد.

She asked her friend to babysit her dog while she was on vacation.

او از دوستش خواست تا در حالی که او در تعطیلات بود از سگش مراقبت کند.

The babysit service offers experienced caregivers for families in need.

خدمات پرستاری بچه، مراقبان با تجربه را برای خانواده های نیازمند ارائه می دهد.

نمونه‌های واقعی

What am I supposed to do when I babysit this guy?

وقتی این شخص را بچه نگه می‌دارم، باید چه کار کنم؟

منبع: Modern Family - Season 07

Alright, well either way, they're both good things.Aright, um, I'll babysit anytime you want.

خوب، در هر صورت، هر دو چیز خوبی هستند. باشه، اوه، من هر وقت بخواهید بچه نگه می‌دارم.

منبع: The Ellen Show

You want -- you want to babysit lily?

تو می‌خوای -- تو می‌خوای لیلی رو بچه نگه داری؟

منبع: Modern Family - Season 02

Sometimes, our TV's function is to babysit.

گاهی اوقات، وظیفه تلویزیون ما این است که بچه نگه داریم.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

On weekends, Mary babysits her neighbors' children.

در آخر هفته‌ها، مری از بچه‌های همسایه‌ها مراقبت می‌کند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Can you babysit Ju Ju tonight?

می‌توانی امشب از جوجو مراقبت کنی؟

منبع: the chair

I used to babysit you Caroline Forbes. Don't mock me.

من قبلاً از شما مراقبت می‌کردم، کارولین فربس. من را مسخره نکن.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Can you come and babysit for me this afternoon?

می‌توانی امروز بعد از ظهر و از من مراقبت کنی؟

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

And he won't babysit again unless he has to!

و او دوباره بچه نگه نمی‌دارد، مگر اینکه مجبور باشد!

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

You know what? Maybe you should stay in and babysit.

می‌دونی چی؟ شاید بهتره بمونی خونه و بچه نگه داری.

منبع: Modern Family - Season 02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید