baccalaureate degree
مدرک لیسانس
baccalaureate recipient
گیرنده مدرک لیسانس
baccalaureate program
برنامه لیسانس
earn a baccalaureate
کسب مدرک لیسانس
baccalaureate requirements
الزامات لیسانس
baccalaureate institution
مؤسسه لیسانس
baccalaureate studies
مطالعات لیسانس
pursuing a baccalaureate
دنبال کردن مدرک لیسانس
she received her baccalaureate with honors.
او مدرک کارشناسی خود را با افتخار دریافت کرد.
many students pursue a baccalaureate in the sciences.
بسیاری از دانشجویان مدرک کارشناسی در رشته علوم را دنبال می کنند.
he is preparing for the international baccalaureate exams.
او در حال آماده شدن برای آزمون بین المللی دیپلم است.
completing a baccalaureate is a significant achievement.
اتمام مدرک کارشناسی یک دستاورد مهم است.
she plans to study abroad after her baccalaureate.
او قصد دارد پس از اتمام مدرک کارشناسی در خارج از کشور تحصیل کند.
the baccalaureate program includes various subjects.
برنامه کارشناسی شامل دروس مختلفی است.
he earned his baccalaureate in business administration.
او مدرک کارشناسی خود را در رشته مدیریت کسب و کار دریافت کرد.
students often celebrate their baccalaureate graduation.
دانشجویان اغلب فارغ التحصیلی خود را جشن می گیرند.
she is proud of her baccalaureate achievements.
او به دستاوردهای خود در کارشناسی افتخار می کند.
many universities require a baccalaureate for admission.
بسیاری از دانشگاه ها برای پذیرش مدرک کارشناسی را الزامی می دانند.
baccalaureate degree
مدرک لیسانس
baccalaureate recipient
گیرنده مدرک لیسانس
baccalaureate program
برنامه لیسانس
earn a baccalaureate
کسب مدرک لیسانس
baccalaureate requirements
الزامات لیسانس
baccalaureate institution
مؤسسه لیسانس
baccalaureate studies
مطالعات لیسانس
pursuing a baccalaureate
دنبال کردن مدرک لیسانس
she received her baccalaureate with honors.
او مدرک کارشناسی خود را با افتخار دریافت کرد.
many students pursue a baccalaureate in the sciences.
بسیاری از دانشجویان مدرک کارشناسی در رشته علوم را دنبال می کنند.
he is preparing for the international baccalaureate exams.
او در حال آماده شدن برای آزمون بین المللی دیپلم است.
completing a baccalaureate is a significant achievement.
اتمام مدرک کارشناسی یک دستاورد مهم است.
she plans to study abroad after her baccalaureate.
او قصد دارد پس از اتمام مدرک کارشناسی در خارج از کشور تحصیل کند.
the baccalaureate program includes various subjects.
برنامه کارشناسی شامل دروس مختلفی است.
he earned his baccalaureate in business administration.
او مدرک کارشناسی خود را در رشته مدیریت کسب و کار دریافت کرد.
students often celebrate their baccalaureate graduation.
دانشجویان اغلب فارغ التحصیلی خود را جشن می گیرند.
she is proud of her baccalaureate achievements.
او به دستاوردهای خود در کارشناسی افتخار می کند.
many universities require a baccalaureate for admission.
بسیاری از دانشگاه ها برای پذیرش مدرک کارشناسی را الزامی می دانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید