baccalaureates

[ایالات متحده]/ˌbækəˈlɔːriət/
[بریتانیا]/ˌbækəˈlɛrɪət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدرک کارشناسی که توسط یک کالج یا دانشگاه اعطا می‌شود.; یک مراسم مذهبی که برای دانشجویان فارغ‌التحصیل برگزار می‌شود، معمولاً در فرانسه و برخی از مدارس بین‌المللی.

عبارات و ترکیب‌ها

baccalaureate degree

مدرک لیسانس

baccalaureate recipient

گیرنده مدرک لیسانس

baccalaureate program

برنامه لیسانس

earn a baccalaureate

کسب مدرک لیسانس

baccalaureate requirements

الزامات لیسانس

baccalaureate institution

مؤسسه لیسانس

baccalaureate studies

مطالعات لیسانس

pursuing a baccalaureate

دنبال کردن مدرک لیسانس

جملات نمونه

she received her baccalaureate with honors.

او مدرک کارشناسی خود را با افتخار دریافت کرد.

many students pursue a baccalaureate in the sciences.

بسیاری از دانشجویان مدرک کارشناسی در رشته علوم را دنبال می کنند.

he is preparing for the international baccalaureate exams.

او در حال آماده شدن برای آزمون بین المللی دیپلم است.

completing a baccalaureate is a significant achievement.

اتمام مدرک کارشناسی یک دستاورد مهم است.

she plans to study abroad after her baccalaureate.

او قصد دارد پس از اتمام مدرک کارشناسی در خارج از کشور تحصیل کند.

the baccalaureate program includes various subjects.

برنامه کارشناسی شامل دروس مختلفی است.

he earned his baccalaureate in business administration.

او مدرک کارشناسی خود را در رشته مدیریت کسب و کار دریافت کرد.

students often celebrate their baccalaureate graduation.

دانشجویان اغلب فارغ التحصیلی خود را جشن می گیرند.

she is proud of her baccalaureate achievements.

او به دستاوردهای خود در کارشناسی افتخار می کند.

many universities require a baccalaureate for admission.

بسیاری از دانشگاه ها برای پذیرش مدرک کارشناسی را الزامی می دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید