pursuing bachelorship
بررسی کارشناسی
completed bachelorship
کارشناسی تکمیل شده
bachelorship degree
مقطع کارشناسی
during bachelorship
در مقطع کارشناسی
bachelorship program
برنامه کارشناسی
future bachelorship
کارشناسی آینده
early bachelorship
کارشناسی زودبازی
bachelorship years
سالهای کارشناسی
with bachelorship
همراه با کارشناسی
for bachelorship
برای کارشناسی
she decided to pursue a bachelorship in computer science.
او تصمیم گرفت که به دنبال کارشناسی رشته علوم کامپیوتر بگردد.
he was proud of completing his bachelorship with honors.
او افتخار میکرد که کارشناسی خود را با تجلیل کامل کرده است.
the university offers a rigorous bachelorship program in engineering.
دانشگاه یک برنامه کارشناسی جامع و سختگیرانه در مهندسی ارائه میدهد.
many students aim to obtain a bachelorship before seeking employment.
بسیاری از دانشجویان قصد دارند قبل از جستجوی کار، کارشناسی خود را کسب کنند.
the cost of a bachelorship can vary significantly.
هزینهی یک کارشناسی میتواند به طور قابل توجهی متغیر باشد.
he chose a bachelorship focused on international relations.
او یک کارشناسی متمرکز بر روابط بینالملل انتخاب کرد.
a bachelorship provides a foundation for graduate studies.
یک کارشناسی پایهای برای مطالعات پستر فراهم میکند.
she is currently working towards her bachelorship in psychology.
او در حال کار برای کارشناسی خود در روانشناسی است.
the bachelorship requirements included a senior thesis.
شرایط کارشناسی شامل یک پایاننامه دانشجویی بود.
he considered several bachelorship options before making a decision.
او قبل از اتخاذ تصمیم، چند گزینهی کارشناسی را در نظر گرفت.
a bachelorship can open doors to various career paths.
یک کارشناسی میتواند به راههای مختلفی در زمینهی شغلی دسترسی فراهم کند.
pursuing bachelorship
بررسی کارشناسی
completed bachelorship
کارشناسی تکمیل شده
bachelorship degree
مقطع کارشناسی
during bachelorship
در مقطع کارشناسی
bachelorship program
برنامه کارشناسی
future bachelorship
کارشناسی آینده
early bachelorship
کارشناسی زودبازی
bachelorship years
سالهای کارشناسی
with bachelorship
همراه با کارشناسی
for bachelorship
برای کارشناسی
she decided to pursue a bachelorship in computer science.
او تصمیم گرفت که به دنبال کارشناسی رشته علوم کامپیوتر بگردد.
he was proud of completing his bachelorship with honors.
او افتخار میکرد که کارشناسی خود را با تجلیل کامل کرده است.
the university offers a rigorous bachelorship program in engineering.
دانشگاه یک برنامه کارشناسی جامع و سختگیرانه در مهندسی ارائه میدهد.
many students aim to obtain a bachelorship before seeking employment.
بسیاری از دانشجویان قصد دارند قبل از جستجوی کار، کارشناسی خود را کسب کنند.
the cost of a bachelorship can vary significantly.
هزینهی یک کارشناسی میتواند به طور قابل توجهی متغیر باشد.
he chose a bachelorship focused on international relations.
او یک کارشناسی متمرکز بر روابط بینالملل انتخاب کرد.
a bachelorship provides a foundation for graduate studies.
یک کارشناسی پایهای برای مطالعات پستر فراهم میکند.
she is currently working towards her bachelorship in psychology.
او در حال کار برای کارشناسی خود در روانشناسی است.
the bachelorship requirements included a senior thesis.
شرایط کارشناسی شامل یک پایاننامه دانشجویی بود.
he considered several bachelorship options before making a decision.
او قبل از اتخاذ تصمیم، چند گزینهی کارشناسی را در نظر گرفت.
a bachelorship can open doors to various career paths.
یک کارشناسی میتواند به راههای مختلفی در زمینهی شغلی دسترسی فراهم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید