back-to-backs

[ایالات متحده]/bæk tə bæk/
[بریتانیا]/bæk tə bæk/

ترجمه

adj. با پشت‌های روبروی یکدیگر؛ متوالی؛ یکی بعد از دیگری
n. نوعی خانه تراس‌دار با طرفین و پشت‌های به هم چسبیده (انگلیسی بریتانیایی)

عبارات و ترکیب‌ها

back-to-back meetings

جلسات متوالی

back-to-back games

بازی‌های متوالی

back-to-back wins

پیروزی‌های متوالی

back-to-back deals

قراردادهای متوالی

back-to-back days

روزهای متوالی

back-to-back work

کار متوالی

back-to-back events

رویدادهای متوالی

back-to-back success

موفقیت‌های متوالی

back-to-back schedule

برنامه ریزی متوالی

back-to-back performance

عملکرد متوالی

جملات نمونه

we had back-to-back meetings all morning.

ما تمام روز جلسات متوالی داشتیم.

the team played back-to-back games on friday and saturday.

تیم جمعه و شنبه مسابقات متوالی انجام داد.

they worked back-to-back shifts this weekend.

آنها این آخر هفته شیفت‌های متوالی کار کردند.

the negotiations were back-to-back and intense.

مذاکرات متوالی و شدید بودند.

the concerts were back-to-back, featuring two popular artists.

اجراها متوالی بودند و شامل دو هنرمند محبوب بودند.

the construction project involved back-to-back deliveries of materials.

پروژه ساختمانی شامل تحویل متوالی مصالح بود.

the company secured back-to-back contracts with several clients.

شرکت قراردادهای متوالی را با چندین مشتری تضمین کرد.

the training sessions were back-to-back, lasting several hours.

جلسات آموزشی متوالی بودند و چندین ساعت طول کشیدند.

the events were back-to-back, creating a busy schedule.

رویدادها متوالی بودند و برنامه شلوغی ایجاد کردند.

the renovations required back-to-back work from the entire crew.

بازسازی‌ها نیاز به کار متوالی از کل تیم داشتند.

the presentations were back-to-back, showcasing new products.

ارائه‌ها متوالی بودند و محصولات جدید را به نمایش می‌گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید