backbiter

[ایالات متحده]/ˈbækˌbaɪtər/
[بریتانیا]/ˈbækˌbaɪtər/

ترجمه

n. فردی که پشت سر دیگران بدگویی می کند.

عبارات و ترکیب‌ها

a backbiter's tongue

زبانی غیبت‌گو

become a backbiter

غیبت‌گو شوید

expose the backbiters

غیبت‌گوها را افشا کنید

ignore the backbiter

غیبت‌گو را نادیده بگیرید

the backbiter's lies

چاخانه‌های غیبت‌گو

جملات نمونه

it's hard to trust someone who is a backbiter.

سخت است به کسی که غیبت‌گو است اعتماد کرد.

she was labeled a backbiter after spreading rumors.

او پس از پخش شایعات، غیبت‌گو شناخته شد.

don't be a backbiter; it only creates more conflict.

غیبت نکنید؛ این فقط باعث ایجاد بیشتر درگیری می‌شود.

backbiters often lack confidence in themselves.

غیبت‌گوها اغلب فاقد اعتماد به نفس هستند.

in the workplace, backbiters can be detrimental to team spirit.

در محیط کار، غیبت‌گوها می‌توانند برای روحیه تیمی مضر باشند.

she decided to confront the backbiter in her group.

او تصمیم گرفت با غیبت‌گو در گروه خود روبرو شود.

being a backbiter can lead to isolation.

غیبت کردن می‌تواند منجر به انزوا شود.

he warned her about the backbiter in their circle.

او به او در مورد غیبت‌گو در دایره آن‌ها هشدار داد.

backbiters thrive in toxic environments.

غیبت‌گوها در محیط‌های سمی رشد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید