backlogging

[ایالات متحده]/ˈbækˌlɒɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbækˌlɑːɡɪŋ/

ترجمه

v. باعث ایجاد انباشت شدن؛ انباشته یا ذخیره کردن.؛ در کسب و کار، ثبت یک سفارش برای ارسال در آینده.

عبارات و ترکیب‌ها

backlogging of tasks

تراکم وظایف

experiencing severe backlogging

با تجربه تراکم شدید

جملات نمونه

the company is currently backlogging orders due to high demand.

شرکت در حال حاضر به دلیل تقاضای بالا، سفارش‌ها را به تعویق انداخته است.

backlogging tasks can lead to decreased productivity.

انباشته شدن وظایف می‌تواند منجر به کاهش بهره‌وری شود.

we need to address the backlogging of customer inquiries.

ما باید به مشکل انباشته شدن درخواست‌های مشتری رسیدگی کنیم.

backlogging issues can create stress for the team.

مشکلات ناشی از انباشته شدن می‌تواند باعث ایجاد استرس برای تیم شود.

the backlogging of projects is affecting our timeline.

انباشته شدن پروژه‌ها بر جدول زمانی ما تأثیر می‌گذارد.

she is worried about the backlogging of her assignments.

او نگران انباشته شدن تکالیفش است.

backlogging can result in missed deadlines.

انباشته شدن می‌تواند منجر به از دست دادن مهلت‌ها شود.

they implemented new strategies to reduce backlogging.

آنها استراتژی‌های جدیدی را برای کاهش انباشته شدن اجرا کردند.

backlogging is common in busy seasons for retailers.

انباشته شدن در فصول پرمشغلی برای خرده فروشان رایج است.

effective communication can help manage backlogging.

ارتباط موثر می‌تواند به مدیریت انباشته شدن کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید